یاد انقلاب با یار انقلاب

تاریخ انتشار : شنبه 23 بهمن 1395 - ساعت : 09:35

کد مطلب: 13601 چاپ به اشتراگ گذاشتن

گفت و گوی مازندشورا با (سید علی آقامیری)؛

یاد انقلاب با یار انقلاب

اختصاصی مازندشورا: در جلسات محرمانه مقام معظم رهبری شرکت می‌کردم به حضورشان رسیدم خودم را معرفی کردم و از حال واحوال ساری گفتم. حتی به ایشان عرض کردم که حتی یک برگ از عکس حضرت امام در ساری نصب نشد ایشان فرمودند که می‌توانید عکس ببرید گفتم عکس نداریم اگر باشد می‌بریم. فرمودند نمی‌ترسید؟ جرات این کار را دارید؟ گفتم انشاالله خدا کمک می‌کند

اختصاصی مازندشورا: گروه رسانه ای موثق در ویژه نامه به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی به سراغ علی آقامیری از کسانی که در دوران انقلاب اسلامی نقش فعالی در مبارزات در ساری داشته مصاحبه ای تهیه کرده است که بخشی از آن در ویژه نامه روز 22 بهمن و مشروح آن اینک در پایگاه خبری مازندشورا منتشر می شود:

شما به عنوان فردی که در برگزاری تظاهرات در ساری نقش فعالی داشت، آیا از دوران انقلاب خاطره ای به یاد دارید؟

خاطرات که زیاد است ولی در یکی از آن روزهای پرشورونشاط همراه با ترس و ریسک با آقای محمدرضا حائری که خودش نیسان وانت داشت به جاده فرح آباد(خزر)رفتیم و انواع لاستیک اسقاطی جهت آتش برپا کردن و برای جلوگیری از ماموران و ارتشی‌ها و ایجادکردن راه‌بندان، از مسیر خیابان انقلاب و مسجدجامع که پایگاه اصلی ما بود حرکت می‌کردیم که مسیر خیابان قارن را با تیرآهن16مسدود کرده بودند و ماهم که جوان و پرانگیزه بودیم پیاده شده و یک تنه یک سرآهن راگرفته درحال بازکردن مسیربودم که ناگهان آجرپاره‌ای بر سرم خورد. مدتی گیج شدم. با کمی صبر حرکت کردیم و به کوچه مسجدجامع که رسیدیم لاستیک‌هاراتخلیه کردیم. درهنگام برگشت که پیاده رو بودم یک مامور با  تیر پلاستیکی به طرف من شلیک کرده که به پشتم اصابت کرد و تا مدت‌ها از آن رنج می‌بردم.

 

ماجرای انتقال چند هزار برگ عکس امام راحل، توسط شما در قبل از انقلاب از مشهد به ساری را توضیح دهید و اسامی دوستان را ذکر کنید:

در ساری بعد از کشتار29 آبان شهرحکومت نظامی شده و با کوچکترین حرکت دستگیر می‌شدند ما فرهنگیان درمحل اداره آموزش وپرورش درخیابان ملا مجدالدین تحصن کرده بودیم و واقعا از خبرهای مختلف و کشتار زیاد مردم در شهرهای کشور و از بی تحرکی شهرمان ناراحت بودیم با سه نفر از دوستان انقلابی آقایان علی باغبان ومعصوم معصومی تصمیم گرفتیم بدون اینکه کسی خبرداشته باشد حتی خانواده‌ها به سوی مشهدحرکت کردیم و دریک مسافرخانه مستقر شدیم. تمام شب و روز درخیابان فعال بودیم درجلسات وسخنرانی‌های آقایان آیت‌الله خامنه‌ای –آیت‌الله طبسی- شیخ علی تهرانی –شهید هاشمی‌نژاد – و غلامرضا صفایی شرکت می‌کردیم و در راهپیمایی‌ها حضور داشتیم. تا اینکه یک روز درمسجدگوهرشاد با شناختی که درزمان خدمت در جلسات محرمانه مقام معظم رهبری شرکت می‌کردم به حضورشان رسیدم خودم را معرفی کردم و از حال واحوال ساری گفتم که سوال کردند که علماء و به‌خصوص که اسم یکی از آنها را بردند گفتم که ایشان فعلا ساری نیستند حتی به ایشان عرض کردم که حتی یک برگ ازعکس حضرت امام درساری نصب نشد ایشان فرمودند که می‌توانیدعکس ببرید گفتم عکس نداریم اگرباشد می‌بریم . فرمودند نمی‌ترسید؟ جرات این کاررادارید؟ گفتم انشاالله خدا کمک می‌کند. آدرس دادند برای یک چاپخانه درخیابان نادری آن زمان . ما سه نفر به چاپخانه رفتیم و با نشانی وآدرسی که دادیم حدود2000برگ عکس زیبای امام تحویل گرفته وبه مسافرخانه بردیم . بعد از دوهفته شهرمشهد آشوب شد و به بیمارستان امام رضای امروز حمله کردند حتی بیماران را شهید کردند ناچارشدیم با مشکلات ودردسرهای زیاد که دراین مجال نمی‌گنجد به ساری بیاییم ودریک فرصت مناسب و با برنامه‌ریزی در یک روز تمام عکس‌ها را در مغازه‌ها وجاهای مناسب نصب کردیم که شور و شوقی درمیان مردم ایجاد شد.

 

خاطره‌ای از روزهای اوج انقلاب بیان کنید. از شهادت شهیدان دوران تظاهرات بگویید:

خاطرات زیاد است ولی در یکی از روزهای اوج انقلاب در میدان شهدای امروز درمیان انبوه مردم حاج اقاعبدالحمیدعبدالاحد را که قبلا توسط ماموران کمیته ضدخرابکاری دستگیر و براثر ضربات کتک کاری آنها به شدت مجروح ودست وپا وسراوشکسته شده بود و باندپیچی بود ایشان را در بالای یکی ازساختمانهای اطراف میدان بردیم تاهمه اوراببینند واقعاصحنه عجیبی بود مردم بادیدن  او بسیارهیجانی شدندو باشعورشعارهای ضدرژیم شاهنشاهی می‌دادند و در یکی از روزهای تظاهرات یعنی 18 دی تظاهرکنندگان وقتی که به میدان رسیدند ماموران سعی درمتفرق کردن آن‌ها داشتند ولی موفق نشدند. در نهایت تیراندازی کردن که شهیدان حق شناس وتوفیقی را به شهادت رساندند. و بر اثرفشار جمعیت دیواربلند و طویل اول خیابان فرهنگ فروریخت.

 

از مبارزین سرشناس شنیدیم که در 22 بهمن 57 و روزهای پس از آن مسئولیت سنگین داشتید:

از مبارزین سرشناس آن زمان آقایان شهیدقاسمی – حاج آقاعبدالحمید - حاج آقاگریبان – روزبهی –کریم جعفری – اکبرحیدری – صادق صفاری مهدی احمدی فولادی – حشمت رجب پور – فتح اله عاشقان – مهدی برنجی –معصوم معصومی – باقرپیشنمازی – مرحوم رهبر – آقای عمادی –محمد حسین مهرانفر– عزت دامادی - .حسنجان صفری – البته عزیزانی که الان یادم هست بودند وعزیزانی که فعال بودند.

من عضو  شورای همبستگی انقلاب در ساری بودم و پس از پیروزی انقلاب در پادگان ساری مستقر شدیم عضو کمیته انقلاب بوده و ازطرف آنها مسئول باغات 300 هکتاری شاهپور حمید رضا شدم. ضمن اینکه در اکثر تصمیم گیری های انقلابی حضور داشتم.

 

بعد از پیروزی شما به چه سمتی در اداره کل آموزش و پرورش مشغول شدید ؟

از آنجاییکه علاقه زیاد به آموزش و پرورش داشتم فعالیت در مدرسه را رها نکردم تا سال 62 صبح‌ها در مدرسه پسرانه فردوسی معاون بودم و بعدازالظهر در مدرسه حافظ شبانه دخترانه معاون بودم تا اینکه حاجی آقا گریبان که مدیر کل آموزش پرورش مازندران شد و جنگ هم که مردمی شده بود، اکثر نیروهای انقلابی در داخل جبهه فعال بودند و هم در پشت جبهه‌ها با تمام درگیری‌های خیابانی و ضد انقلابی دیگر فعال بودند با پیشنهاد ایشان به سمت مسئول پشتیبانی جنگ اداره کل منصوب شدم و تا پایان جنگ و تخلیه اسرا علیرغم پیشنهادات زیادی برای مسئولیت‌های سیاسی و اجتماعی ترجیح دادم فقط در بخش جنگ فعالیت کنم.

 

 

با کدام مدیران کل آموزش و پرورش همکاری داشتید ؟

در مدیریت‌های آقایان مدیران کل (صالحی-گریبان-کریمیان-شهید مجتهد زاده-نوریه-تقی پور-روزبهی-احمدی فولادی-حاجی آقائی-فاضلی همکاری می‌کردم.

 

چه مدت در مسئولیت بودید و آخرین مسئولیت شما در سازمان آموزش و پرورش چه بوده است ؟

بیش از 8 سال مسئول پشتیبانی دو استان مازندران و گلستان بودم و بیش از 8 سال معاون آموزش عمومی دو استان گلستان و مازندران که بعداً فقط مازندران بودم.

6 سال معاون مجتمع ایثارگران امام خمینی (ره) ساری و بقیه سنوات را هم به کارهای اداری و آموزشی مشغول بود.

 

اهمیت فعالیت در ستاد پشتیبانی جنگ

از آنجائیکه یک نیروی انقلابی و فرهنگی و مبارز بودم مورد توجه اکثر مسئولان کشوری و استانی و شهرستانی بودم مورد استقبال و حمایت نیروهای جنگی سپاه پاسداران و جهاد سازندگی بودم آنها به من احترام ویژه‌ای گذاشتند چون که به درد و مشکلات آنها آشنا بودم و تلاش در کمک کردن به آنها بودم. و به خواسته آنها اهمیت می‌دادم و اکثراً را برطرف می‌نمودم.

در آموزش و پرورش هم به‌عنوان یک مسئول امین با من برخورد می‌کردند چون که با دقت در تمام مراحل کمک‌رسانی مجری کوشا و حساس بودم.

با تمام قدرت در ایجاد مجتمع‌های آموزشی پشت جبهه (22 باب) و در داخل جبهه در یک یگان و بیش از 60 حوزه انجام وظیفه می‌کردم.

 

با کدام فرمانداران و استانداران فعالیت داشتید ؟

 در ساری جلسات همیشگی و کاری با فرمانداران آقایان سعادت، کشوری، مردانشاهی، شریفی، رهی، سلیم بهرامی، اسدی، حسین‌زادگان‌، واحدی حضور داشتم. اما در استانداری بیشتر جلسات در ارتباط با جنگ و امور اجتماعی یا عضو کمیته‌ها بودم و یا به صورت مشورتی حضور داشتم.

استانداران آقایان طاهائی، مجد آرا، مرتضی حاجی، مفیدی، کشاورزیان-پنجه فولادگران.

 

با کدام فرماندهان لشکر25 کربلاء و بنیاد شهید همکاری داشتید ؟

با فرماندهان زیادی در ارتباط بودم و همکاری نزدیک داشتم.

فرماندهان محترم آقایان محمدی، مرادی، نادری،سید یحیی حسینی، کیا حسینی، سعادت، نجات امیری، کمیل کهنسال، نقی میری، نورانی، مرتضی قربانی، شهید قدسی، فارابی، قالیباف، البته بعضی از آقایان هم فعلاً به یاد ندارم.

از مدیران کل بنیاد شهید (مرحوم منافی، معمائی، صمیمی، حاجی آقا رضایی)

 

بعد ار جنگ چه مدت چگونه به رزمندگان و ایثارگران خدمت می‌کردید ؟

بعد از جنگ مسئول تخلیه اسراء در فرودگاه شدم. در حدود 8 سال پیگیر امور تحصیلی ایثارگران و خانواده‌های شهدا بودم. مجتمع‌های آموزشی را تقویت و تمام ایثارگران را به این مکان هدایت کردیم. کلاس‌های کنکور ایجاد کردم و این کلاس‌ها را به جانبازان در منزل و آسایشگاه و آزادگان و خانواده درجه یک شهدا فعال نمودم و تمام امکانات تحصیلی را در اختیار آن‌ها قرار دادیم.

 

ظاهرا در عرصه حج هم فعال بودید؟

از سال 70 با فرصتی که به دست آوردم درعرصه خدمتگزاری به زائران بیت عتیق فعال شدم. درحدود 25 سال به عنوان یک خدمه در خدمت زائران عزیز مکه و مدینه بیت‌الله‌الحرام و عتبات عالیات (کربلا وسوریه)هستم

 

به عنوان فعال سیاسی  قبل و بعد انقلاب و مدیر در عرصه های مختلف انقلاب با خانواده شهید انقلابی بفرمایید چرا بعد از گذشته قریب چهار دهه هنوز ساری به عنوان مرکز استان دارای جایگاه قابل قبولی نیست؟

اولاً نیروهای انقلابی و فکور مجرب ساری بسیارنجیب و از خودگذشته هستند و درگرفتن مسئولیت‌های مدیریتی بالا حوصله برخرج نمی‌دهند و نیروهای درسطح پایین تردیگرشهر بی محابا و حتی باواسطه و لابی‌گری دنبال گرفتن آن هستند.

دوما نیروهای ساری توان خودشان راکم می‌بینند و ریسک پذیری آن‌ها کم است و نیروهای دیگرشهرها گوی سبقت راگرفته وخودشان را به بالا می‌کشند و دارای تجربه مدیریتی می‌شوند

سوماً درنیروهای ساروی خودزنی بیشتر فکرمی‌کنند و اتحاد و اتفاق‌نظردر آنها کمتراست. و به همین دلیل سطح خودشان را پایین می‌آورند.

 

با توجه به فعالیت موثرتان در انتخابات‌های گذشته در انتخابات پیش‌روی سال 96 ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا چه توصیه دارید؟

دربحث ریاست جمهوری حتما باید نیروهای هم جهت وهم سو وهم فکر باتخفیف درنوع برداشت وایده‌ال ندیدن تمام جهات کمتر افراد داوطلب شوند واجازه دهند که آقای روحانی کارهای نیمه کاره خودش رابه اتمام برساند و در امور شوراها باید تجدیدنظرکرد ودنبال داوطلبان مجرب – مدیران باسابقه وامتحان داده پاکدست وغیرمعامله گر وبخصوص عملگرا و با سعه صدر مدافع مدیران فعال با شهامت وجسور وخستی ناپذیر باشند. اهل تعامل با یکدیگر و اهل تعامل با مدیران ارشد استانی و نمایندگان باشند.

 

حرف آخرتان؟

انقلاب سهل و آسان به دست نیامد امام رفت اما راه امام هست، رهبری هست راه شهداء را با پیروی از امام و رهبری و شهداء، حفظ کنیم.

به گروه‌های مختلف ولی مدافع انقلاب ونظام وقانون اساسی سفارش می‌کنم که با کمال احترام به همدیگر و تحمل تفکر نگرش مخالف خود فضای آزاداندیشی و انتخاب را مهیا کرده و به مردم اعتمادکرده و فرصت انتخاب سالم و صحیح را به آنها بدهیم و از معامله‌گری و حاشیه‌سازی و تخریب رقبای خود پرهیز نماییم و هرکس در نهایت انتخاب شد کمک کنیم ومشورت دهیم تا برای احیاء ورونق شهر گامی مناسب بردارند.

نویسنده :
منبع : موثق

برچسب ها : #علی آقامیری #آقامیری #دهه فجر #انقلاب ایران


یاد انقلاب با یار انقلاب

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : یاد انقلاب با یار انقلاب

*

*


X https://sport45.site/