مازندشورا - مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان مازندران

کد مطلب : 19527 -تاریخ انتشار : سه شنبه 22 فروردین 1396 -ساعت : 11:17

چاپ به اشتراگ گذاشتن
شورای شهری كه حافظِ عطر و طعم شهرهای ما است

شورای شهری كه حافظِ عطر و طعم شهرهای ما است

مازندشورا: سیدمحمد بهشتی*شورای شهر امینِ اهل شهر در حراست از عطر و طعم شهر است و اعضای شورا در زمره مقرب‌ترین افراد به گوهرهای محجوب شهرند. كسانی‌كه دلشان برای آسمان شهر، صدای پرندگان، درختان باسابقه و حفظ نام خیابان‌ها و كوچه‌ها و خلاصه هر آن چیزی كه شهر را شهر كرده است می‌تپد. بزرگ‌ترین ثروت شهر به زعم چنین شورایی، بزرگان و شخصیت‌های برجسته آن است؛ كسانی‌كه حضور و نفس‌شان موثر است. خلاصه آنكه شورای شهر در این حالت حافظ «كسی بودن» ها، «جایی بودن» ها و «چیزی بودن» هاست.

مازندشورا:حافظ در مصرع «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش» شهرش را «بی‌مثال» معرفی می‌كند، و این درست در اوج كشمكش‌های سیاسی‌ پیش از به قدرت رسیدن تیمور است كه باعث شده در مدت كوتاهی شیراز حكام متعددی به خود ببیند و وضعیتی بی‌ثبات را تجربه كند. پس از چه‌روست كه حافظ در این وضعیت باز هم شیراز را بی‌نظیر می‌داند!؟ از ابیات دیگرش پیداست كه حافظ فارغ از مجادلات سیاسی و تهاجم و...، آب‌ركن‌آباد، گلگشت مصلی، تنگ‌الله‌اكبر، عطر گلها و مركبات و حضور رجال و حتی وجود تربت‌های اولیاء كریم‌النفس را در شیراز عامل بی‌نظیری آن می‌داند. از قضا اینها همان كیفیاتی است كه چندان مشمول زوال، و حتی بازی‌های سیاسی نمی‌شود.

حافظ شیرازی، حافظ و امین عطر و طعم دلپذیر شیراز بود؛ همان اموری كه هنوز هم پس از گذشت قریب به هفت سده از روزگار حافظ، از شیراز شهری رویایی و باصفا ساخته است. هر شهر به نوبه خود از چنین كیفیاتی بهره‌مند است؛ لیكن این كیفیات همیشه هم مورد اعتنا نبوده است. در واقع درك و تمنای حفظ و حراست از مطبوعیتِ هر شهر، اهلیتی می‌طلبد كه همیشه و در وجود همه كس به ظهور نمی‌رسد. صیانت از همین ویژگی‌های بی‌بدیل و مطبوع است كه وجود نهادی چون «شورای شهر» را ایجاب می‌كند.  وقتی شهر اهالی‌ای ندارد و صرفا استقرارگاهِ «جمعیتِ» متفرقی از افراد است كه به ناگزیر در كنار هم زندگی می‌كنند و در واقع «روز را به شب می‌رسانند»، آنگاه وجود شورای شهر هم تقریبا بی‌معنی است.

در چنین شهری حیات شهری آنچنان گرفتار نازل‌ترین نیازهای روزمره است كه تمنایش «زنده ماندن» است تا «زندگی كردن». غالب شهرهای باسابقه جهان در طول تاریخ، كم و بیش چنین وضعیتی از بحران حیات شهری را پشت سر گذاشته‌اند؛ وضعیتی كه در آن تعلق خاطر به شهر و دیگر ساكنان آن بی‌معنی بوده و همه در آن فقط در پی بیرون كشیدن گلیم خود از آبی متلاطم و گل‌آلود بوده‌اند. البته هیچ شهری برای مدت طولانی نمی‌تواند وضعیت بحران‌زده را تاب بیاورد. مدنی‌الطبع بودن آدمی اقتضا می‌كند كه با دیگران وارد تعامل شود و به‌تدریج به جایی كه در آن زندگی می‌كند توجه نشان دهد. با برقراری پیوندهایی میان آحاد ساكنین شهر، «جمعیت» شهری میل به «جامعه» شدن پیدا می‌كند. البته این پیوندهای اجتماعی در وهله نخست از دایره حقوق و قانون فراتر نمی‌رود و ساكنین شهر در این حالت «شهروند» خطاب می‌شوند.

حافظ در مصرع «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش» شهرش را «بی‌مثال» معرفی می‌كند، و این درست در اوج كشمكش‌های سیاسی‌ پیش از به قدرت رسیدن تیمور است كه باعث شده در مدت كوتاهی شیراز حكام متعددی به خود ببیند و وضعیتی بی‌ثبات را تجربه كند. پس از چه‌روست كه حافظ در این وضعیت باز هم شیراز را بی‌نظیر می‌داند!؟ از ابیات دیگرش پیداست كه حافظ فارغ از مجادلات سیاسی و تهاجم و...، آب‌ركن‌آباد، گلگشت مصلی، تنگ‌الله‌اكبر، عطر گلها و مركبات، و حضور رجال و حتی وجود تربت‌های اولیاء كریم‌النفس را در شیراز عامل بی‌نظیری آن می‌داند. از قضا اینها همان كیفیاتی است كه چندان مشمول زوال، و حتی بازی‌های سیاسی نمی‌شود.

حافظ شیرازی، حافظ و امین عطر و طعم دلپذیر شیراز بود؛ همان اموری كه هنوز هم پس از گذشت قریب به هفت سده از روزگار حافظ، از شیراز شهری رویایی و باصفا ساخته است. هر شهر به نوبه خود از چنین كیفیاتی بهره‌مند است؛ لیكن این كیفیات همیشه هم مورد اعتنا نبوده است. در واقع درك و تمنای حفظ و حراست از مطبوعیتِ هر شهر، اهلیتی می‌طلبد كه همیشه و در وجود همه كس به ظهور نمی‌رسد. صیانت از همین ویژگی‌های بی‌بدیل و مطبوع است كه وجود نهادی چون «شورای شهر» را ایجاب می‌كند.   وقتی شهر اهالی‌ای ندارد و صرفا استقرارگاهِ «جمعیتِ» متفرقی از افراد است كه به ناگزیر در كنار هم زندگی می‌كنند و در واقع «روز را به شب می‌رسانند»، آنگاه وجود شورای شهر هم تقریبا بی‌معنی است. در چنین شهری حیات شهری آنچنان گرفتار نازل‌ترین نیازهای روزمره است كه تمنایش «زنده ماندن» است تا «زندگی كردن».

غالب شهرهای باسابقه جهان در طول تاریخ، كم و بیش چنین وضعیتی از بحران حیات شهری را پشت سر گذاشته‌اند؛ وضعیتی كه در آن تعلق خاطر به شهر و دیگر ساكنان آن بی‌معنی بوده و همه در آن فقط در پی بیرون كشیدن گلیم خود از آبی متلاطم و گل‌آلود بوده‌اند. البته هیچ شهری برای مدت طولانی نمی‌تواند وضعیت بحران‌زده را تاب بیاورد. مدنی‌الطبع بودن آدمی اقتضا می‌كند كه با دیگران وارد تعامل شود و به‌تدریج به جایی كه در آن زندگی می‌كند توجه نشان دهد. با برقراری پیوندهایی میان آحاد ساكنین شهر، «جمعیت» شهری میل به «جامعه» شدن پیدا می‌كند. البته این پیوندهای اجتماعی در وهله نخست از دایره حقوق و قانون فراتر نمی‌رود و ساكنین شهر در این حالت «شهروند» خطاب می‌شوند. شهروند یعنی كسی كه برخوردار از حقوق و تكالیفی نسبت به شهر خود است. تصور و توقع شهروند از شهر، ماشینی است كه باید خوب و درست كار كند، نه چیزی بیشتر؛ یعنی ترافیكش روان باشد، فروشگاه و مراكز تجاری كافی داشته باشد، سرانه‌ها در آن رعایت شده و قوانین مختلف مزاحمت شهروندان نسبت به یكدیگر را به حداقل برساند. از نظرگاه شهروندی، تهران و قزوین و تبریز و اصفهان فرق چندانی ندارند؛ جایی بهتر است كه زندگی در آن بی‌دردسرتر باشد. در این حالت شورای شهر نماینده حقوقی مالكان شهر یعنی شهروندان است.

حقوق شهروندان، چه آنها كه در چارچوب قوانین و مقررات تعریف و تحدید شده و چه آنها كه باید توسط شورا تدوین و تصویب شود، در نهایت با نظارت شورای شهر اجرا می‌شود. بدیهی است كه آنچه در شكلِ قوانین و مقررات تبلور می‌یابد، صرفا كمّیات است و هرقدر كه میل به وضوح و اتقان در قوانین بیشتر شود، به‌ناگزیر كمّی‌تر می‌شود. در این وضعیت پنداری كیفیات غیرقابل پیمایش و غیركمّی به شورای شهر ارتباطی ندارد. و اعضای شورا هرقدر هم كه خود دغدغه صیانت از رویای شهر و صفای آن را داشته باشند، باز هم در این زمینه منفعل و بی‌دست و پا عمل می‌كنند.   اما «شهر» وقتی در معنای واقعی‌اش تحقق پیدا می‌كند كه «جامعه شهری» در آن مستقر باشد. افرادِ جامعه شهری را بندهایی از تعلق خاطر و محبت به یكدیگر و به شهرشان متصل می‌كند. چنین كسانی دیگر صرفا «شهروند» نیستند، آنان «اهل شهر» هستند. «اهلیت» معنای عمیقی دارد؛ اهل شهرند كه شهر را مجموعه‌ای از بناها و بزرگراه‌ها و مراكز تفریحی نمی‌پندارند، بلكه آن را «جایی» می‌دانند؛ یعنی شخصیتی منحصربه‌فرد و به تعبیر حافظ «بی‌مثال».

نسبت اهل شهر با شهرشان به‌سان نسبت فرزند با مادرش است. برای فرزند، مادر موجودی بی‌بدیل است. مادر را نمی‌توان در ترازوی معیارهای كمّی مثل چاقی و لاغری، بلندی و كوتاهی یا حتی پیری و جوانی سنجید. برای هر كس تنها مادرش واجد گوهر ذی‌قیمت «مادرانگی» است و مادرانگی امری كمّی و متعین و قابل اندازه‌گیری نیست؛ مادرانگی از جنس عطر و طعم محبت است. به همین قیاس شهر برای اهلش، واجد عطر و طعمی یكتاست؛ تهران برای تهرانی، شیراز برای شیرازی، و اصفهان برای اصفهانی چیزی ورای مسائل ترافیكی، سرانه‌ها، جمعیت و مساحت وتراكم است. اصفهانی‌ای نیست كه در اوقات خوش‌احوالی مدنی، دلش برای چارباغ، زاینده‌رود و میدان نقش‌جهان نتپد. همانقدر كه وقتی حیات شهری در تهران بهبود پیدا می‌كند، تهرانی‌ها به یاد باغات شمیران، منظره كوهستان البرز، چنارهای خیابان ولیعصر و خاطرات خیابان لاله‌زار و... می‌افتند. در واقع از این امور است كه بوی مادرانگی به مشام می‌رسد و حضور در شهر را همچون حضور در آغوش مادر، دلنشین و توام با آرامش خاطر می‌كند. در این حالت شورای شهر جایگاهی بس مهم پیدا می‌كند؛ شورای شهر امینِ اهل شهر در حراست از این عطر و طعم مطبوع است و اعضای شورا در زمره مقرب‌ترین افراد به گوهرهای محجوب شهرند. كسانی‌كه دلشان برای آسمان شهر، صدای پرندگان، درختان باسابقه و حفظ نام خیابان‌ها و كوچه‌ها و خلاصه هر آن چیزی كه شهر را شهر كرده است می‌تپد. كسانی كه چنارهای خیابان ولیعصر را نه صرفا درختانی كه سرانه فضای سبز را افزایش داده، بلكه شریك خاطرات شهر می‌دانند و از كم شدن حتی یكی دلشان به درد می‌آید. بزرگ‌ترین ثروت شهر به زعم چنین شورایی، بزرگان و شخصیت‌های برجسته آن است؛ كسانی‌كه حضور و نفس‌شان موثر است. خلاصه آنكه شورای شهر در این حالت حافظ «كسی بودن» ها، «جایی بودن» ها و «چیزی بودن» هاست.

این دغدغه‌ها البته منافاتی با حل و فصل كمّی‌ترین مسائل شهری ندارد؛ لیكن اولویت با كیفیات است. پنداری كیفیات است كه كمیات را راهبری می‌كند و نه بالعكس.   شهرهای ما مدتی است كه به تدریج از سیطره كمیت نجات پیدا ‌كرده است. پنداری هر شهر دارد اهالی‌اش را بازمی‌یابد و جامعه شهری در حال قوام یافتن است و این از اهمیت یافتن انتخابات شوراها پیداست. لیكن به ازای اولویت یافتن مطبوعیتِ شهرها نزد اهل شهر، مدیریت شهر و در رأس آن، شورای شهر نیز باید آغوشی باز به روی كیفیات داشته باشد. حواس‌مان باشد كه اگر احوال جامعه در ادوار پیشین، انتخاب افراد «مشهور» را اقتضا می‌كرد، این‌بار جامعه به سمت انتخاب افراد «متخصص» خواهد رفت كه البته قدمی به‌سوی بهبود است. لیكن «تخصص» داشتن الزاما به معنی تعلق‌خاطر به كیفیات نیست و این تهدیدی به مراتب جدی‌تر است. بسیارند متخصصینی كه از تخصص برای خود حریمی نفوذناپذیر و پرتكلف می‌سازند كه گوش‌شان از شنیدن و چشم‌های‌شان از دیدن كیفیات باز می‌ماند و آنقدر خود را شایسته می‌پندارند كه حتی متوجه نارضایتی و اعتراض اهل شهر نمی‌شوند. شورای شهرهای ما، بیش از تخصص‌های دهان‌پركن، باید رویاهای بزرگ در سر داشته باشد؛ رویاهایی كه به «معنی» بزرگند و نه به «صورت». رویایی بیش از ساختن تونل‌ها و پل‌های طبقاتی و بزرگراه‌های پهن و پرهزینه كه ما را در كمترین زمان از نقطه‌ای به نقطه دیگر شهر پرتاب می‌كند؛ به‌عكس رویای ساختنِ شهری كه دیده از دیدن، گوش از شنیدن و مشام از بوییدنش سیراب نمی‌شود. كسانی را برگزینیم كه به‌تمامه اهل شهرند؛ در این معنی اهلیت نسبت به شیراز، یعنی تعلق داشتن با آن شیرازی كه حافظ آن را از گزند روزگار به خدا می‌سپارد./

*رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی


منبع : وزارت راه و شهرسازی/مسکن و شهرسازی


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : می‌كند - شیراز - شورای - شورای شهر - كیفیات - زندگی - جامعه - وضعیتی - البته - شهرهای - شهروند - افراد - وضعیت - كیفیاتی - همیشه - سیاسی - قوانین - مادرانگی - شیرازی - می‌داند - ساكنین - بی‌معنی - حراست - روزگار - نمی‌شود - شهروندان - تهران - ندارد - می‌كنند - اقتضا - باسابقه - جمعیت - پنداری - صیانت - بی‌بدیل - مطبوع - مطبوعیتِ - رویایی - كسانی - خیابان - بی‌مثال - كوتاهی - پیداست - یافتن - پیوندهایی - اولویت - برقراری - دلشان - خاطرات - می‌كند؛ - كسانی‌كه - خلاصه - تعامل - نمی‌تواند - شنیدن - طولانی - بوده‌اند - گل‌آلود - بحران‌زده - بیاورد - پیوندهای - دیگران - داشتن - مدنی‌الطبع - به‌تدریج - دایره - یكدیگر - شهرشان - اهلیت - شهرند - فرزند - متلاطم - معنای - اعضای - رویای - مقررات - اصفهان - سرانه‌ها - مراكز - چنارهای - قانون - هرقدر - اجتماعی - فراتر - نمی‌رود - مادرش - مسائل - می‌شوند - بهبود - ولیعصر - تقریبا - تربت‌های - اولیاء - مركبات - تنگ‌الله‌اكبر - آب‌ركن‌آباد - گلگشت - كریم‌النفس - بی‌نظیری - دلپذیر - اموری - بازی‌های - مشمول - اینها - چندان - تهاجم - مجادلات - تیمور - متعددی - سیاسی‌ - كشمكش‌های - بی‌مثالش - معرفی - ببیند - بی‌ثبات - ابیات - دیگرش - بی‌نظیر - چه‌روست - تجربه - باصفا - ساخته - نازل‌ترین - نیازهای - گرفتار - آنچنان - می‌رسانند - آنگاه - روزمره - تمنایش - ساكنان - بیرون - گذاشته‌اند؛ - بحران - ماندن - تاریخ - ناگزیر - متفرقی - اهلیتی - می‌طلبد - تمنای - نبوده - بهره‌مند - اعتنا - نمی‌رسد - ویژگی‌های - استقرارگاهِ - جمعیتِ - اهالی‌ای - ایجاب - نهادی - كشیدن -

مطالب مرتبط با : شورای شهری كه حافظِ عطر و طعم شهرهای ما است
نظر شما در مورد : شورای شهری كه حافظِ عطر و طعم شهرهای ما است

*

*


آخرین اخبارپربازدیدها

تحقیق و تفحص

آیا مخالفین مهدی عبوری شانس بیشتری برای رای آوری در شورای پنجم ساری را دارند یا موافقین؟

یک شهروند : مخالفین عبوری

ساروی : طرفداران عبوری ( عملگرا ) پیروز انتخابات این دوره شورای ساری هستن.
مردم عبوری و گروه عملگرا را دوست دارند.

افشين : اميدواريم شايسته ترين ها بيان ، آقاي عبوري كار كرد و كارهاي خوبي هم انجام داده . آقاي عبوري تيم محترم شهرداري ، شوراي محترم به حال خيابون فراموش شده و پر رفت و امد فرهنگ رسيدگي كنيد به زيبا سازي و نورپردازيش . واقعا فرهنگ غمگين شده و حال و هواي قديمارو نداره

ساروی : مخالفین عبوری

Masoud neyestani : خير براي اينكه مخالفين كارنامه درخشاني در مديريت شهري ندارند

رضازاده : موافقین مهندس عبوری

احمدي : تا حدودي درسته محل زندگي ما تو خيابون سعدي حتي پياده رو و اسفالت خوب نداره در صورتي كه به كوچه پس كوچه هاي منطقه ٣ خيلي رسيدگي شد اما اميدوارم موافقين شهردار راي بيارن

سید : مخالفین موافق عبوری بدون دوربریای خائنش که هم به عبوری خیانت کردن هم به ساری

سید رضا : بابا این سوال اصلا جواب نمیخواد
برین از مردم کوچه بازار بپرسین میگن بهتون

جوانان ساروی : موافقین عبوری صدرصد پیروز انتخابات هستند.درود بر عبوری و یارانش

جوانان ساروی : موافقین عبوری صددرصد پیروز هستند.درود بر عبوری ویارانش

راهبندی : آقای عبوری و موافقینش در قلب مردم ساری بخصوص مردم قدر شناس راهبند جای دارند. عبوری و موافقین عبوری حمایت ، حمایت، حمایت
مردم همیشه در صحنه راهبند- ساری

مررم : فقط موافقین عبوری بزرگوار و عزیز دل مردم

مقداد : با بررسی می توان پی برد که رای آوردن موافقان عبوری دراین دوره کار بسیار سختی است . <br>چرا که دست مافیای قدرت برای شهروند فهیم ساروی رو شده . [....] در شهرداری ساری بیداد میکند . <br>مردم ساری این دفعه و در این دوره عقلایی رای خواهند داد <br>این دور برنده انتخابات متخصصان خواهند بود نـــــــــه وابستگان به جریانات <br>

محمد م : مردم با یاران شهردار هستند

ادامه مناظره...

*

*