امروز سه شنبه 16 آذر 1395 ساعت 09:13:02

آرشیو ارتباط با ما ثبت نام کاندیدا

مازندشورا - مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان مازندران

کد مطلب : 22 -تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 اردیبهشت 1395 -ساعت : 13:55

چاپ به اشتراگ گذاشتن

گفت‌وگوی رم کولهاس و کانْله آدیمی؛

لاگوس؛ شهر بازیابی‌شده

مازندشورا: در سال ۱۹۹۷ میلادی قرار شد دو معمار برای «لاگوس»، کلان‌شهر آفریقایی، که دولت آن را به حال خود رها کرده بود، بازنگری و چاره‌جویی کنند. آنها در میان آشفتگی و جرائم موجود شهری، الگویی قابل‌توجه از سازماندهی فضایی یافتند

مازندشورا: دو دهه بعد، رم کولهاس و کانْله آدیمی درباره گذشته گفت‌وگو می‌کنند؛ درباره وضعیت کنونی و آینده این شهر و روشن می‌کنند چرا پروژه هیچ‌گاه اجرا نشد. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:

شما در اواخر دهه ۱۹۹۰‌ روی پروژه‌ای در لاگوس کار کردید که هرگز منتشر نشد. چرا این اتفاق نیفتاد و شهر در آن موقع چه وضعیتی داشت؟

رم کولهاس: در آن زمان در نیجریه هنوز دیکتاتوری حاکم بود. بنابراین ما برای این مأموریت انتخاب نشده بودیم. واقعا با ناآگاهی و اطمینان‌نداشتن از نتیجه نهایی آغاز کردیم.


کانْله آدیمی: شما باید در بستر شهری قرار می‌گرفتید. در ۱۹۹۷، لاگوس به‌شدت تحت نظر بود؛ در دنیای معماری که این‌طور بود، اما در دنیای بزرگ‌تر هم زیر ذره‌بین بود.

رم کولهاس: نیجریه شکل لکه تاریکی روی نقشه بود، حتی هیچ نقشه‌ای هم از آن وجود نداشت. در وزارت امور خارجه آمریکا همه می‌گفتند آنجا نروید. این شجاعت دانشگاه هاروارد را برای ورود به مسئله نشان می‌داد. نکته آن بود که ما می‌بایست دانشجویان هاروارد و دانشجویان نیجریه را به هم نزدیک می‌کردیم، بنابراین هر دانشجوی بومی راهنمای یک دانشجوی هاروارد شد که تضمینی برای حضوری دوستانه و عمیق در شهر به شمار می‌رفت. کانْله هم یکی از نیروهای دانشجویی محلی ما بود.

لاگوس در آن زمان حتی برای شهروندانش هم دعوت‌کننده نبود. شهر به شکل منطقه‌ای بدون امکان خروج شناخته می‌شد، حتی از بدو ورود این امکان سلب می‌شد.... آنجا شهری بود که علیه خودش به‌پا خاسته بود. یک پُل وجود داشت که به تَله‌ای برای مجرمان تبدیل شده بود، در ابتدای آن میخ‌های پراکنده روی زمین برای پنچرکردن ماشین‌ها ریخته بودند. اگر راننده‌ای می‌ایستاد، قطعات ماشین در ۲۰ دقیقه پیاده می‌شد و بخش‌های باقی‌مانده‌ (برای سایرین)، به رودخانه پرت می‌شد. سیستم به ابزاری مخرب تغییر یافته بود که علیه مردم به‌کار می‌رفت. داستان از این قرار بود.

کانْله آدیمی:
اما شما در آن زمان به‌خاطر اینکه می‌توانستید لاگوس را نجات دهید، بسیار مباهات می‌کردید. این شهر، که به‌سختی برای زندگی مناسب بوده، فرصت‌های بسیاری را در خود داشته است.

رم کولهاس: یک‌جور شیفتگی نسبت به دشواری بوده، با این دیدگاه، تقریبا معادل ماشین رهاسازی بوده است.

چطور کار شما را تحت‌تأثیر قرار داد؟

رم کولهاس: کانْله دیگر یک لاگوسی شد (آدیمی در کادونا در شمال نیجریه بزرگ شده) و کارش را در آنجا شروع کرد. اما لاگوس روی حرفه من هم یک اثر مشخص گذاشت. خیلی زود به آنجا رفتم، هرچند قدمی شجاعانه برای رفتن به آنجا برداشته و در مقیاس خودم از اعتبارم سرمایه‌گذاری کردم (تقریبا ۲۰ بار آنجا رفتم)، اما موضوع همچنان فوق‌جدال‌آمیز بود. از دیدگاه سنتی، فردی مثل من هرگز دلیلی برای رفتن به آنجا نداشت.

به این دلیل که شما نیجریه‌ای نیستید.

رم کولهاس: بله، به دلایلی مثل استعمار و .... جورج پَکر، (روزنامه‌نگار آمریکایی)، حضورمان در آنجا را تجربه نوعی «سبک زندگی فقیرانه» دید. او ما را شبیه گردشگری با ماشین، که سرانجام به هلیکوپتر تبدیل شد، توصیف کرد. اما این تنها گردشی عجیب‌وغریب نبود؛ کوششی جمعی برای روشن‌شدن، فهمیدن و آموزاندن بود.

کانْله آدیمی:
یادم می‌آید شما برای مدتی طولانی نمی‌خواستید مداخله کنید. اولین پروژه‌ای که انجام دادیم (پیشنهاد پل میان چهار منطقه)، از میان تعداد زیادی از موضوعات مورد علاقه من انتخاب شد که رم با آن موافقت کرد؛ هیچ‌گاه قصدی برای مداخله بی‌درنگ وجود نداشت.

رم کولهاس: به‌همین‌دلیل، ما چیزی در پایان منتشر نکردیم. البته کتابی بود که به‌خاطر واکنش مردم از بین رفت. شاید آنچه می‌گویم خودخواهانه به نظر برسد، اما آن نوشتار، اولین مانیفستی بود برای آن چیزی که امروزه موضوع مهمی به شمار می‌رود. چگونه اصلاحات سیاسی محدوده کارهای شما را تعریف می‌کند، با این منطق، یک کار بسیار هیجان‌انگیز بود و شاید سحرآمیزترین پروژه‌ای بود که انجام دادیم، اما هم‌زمان آکنده از احساسات گوناگون بود.

آیا شما درسی از لاگوس گرفتید که بتوانید در دیگر شهرها به کار ببرید؟

رم کولهاس: مهم‌ترین چیزی که سعی داشتیم ببینیم، اتفاقی بود که در غیبت حاکمیت در جامعه رخ می‌دهد. در آن زمان، دولت، لاگوس را به حال خود گذاشته بود؛ شهر به ابزارهای خودش، هم در بخش‌های اقتصادی و هم خدمات‌رسانی، متکی بود. با این تعریف، سازمان‌های مستقل به طرزی باورنکردنی گسترش و تعدد پیدا کردند. هر شهروند برای هر روز، نیازمند دریافت ۴۰۰ تا ۵۰۰ حکم استقلال‌طلبانه داشت تا در آن سیستم بی‌نهایت پیچیده دوام بیابد. به‌همین‌دلیل [عنوان کتاب منتشرنشده] «لاگوس: چگونه کار می‌کند؟» شد، زیرا غایت یک شهر بدون عملکرد بود؛ اما درواقع به دلیل آن ابتکارها و اختراع‌ها، زیبایی باورناپذیری نیز فراهم شد، تقریبا منظر یک آرمان‌شهر از استقلال و سازمان‌ها.

کانْله آدیمی: خودسازمان‌بخشی... .

رم کولهاس: برای مثال این راه‌آهن وجود داشت [آن را می‌کشد]. ابتدا قطارها بنا بر تعدادشان حرکت می‌کردند، اما در آن زمان برنامه‌شان به حرکت فقط دو قطار در روز کاهش پیدا کرد. به‌هرحال راه‌آهن، شهرها و تجمعات انسانی در اطراف خود پدید آورده بود؛ هر زمان قطار حرکت نمی‌کرد، تمام محدوده راه‌آهن به بازار تبدیل می‌شد. در بعضی جاها قطار می‌توانست حرکت کند، اما با سرعت کم و درنتیجه شما می‌توانستید چیزهایی را به مسافران بفروشید که مدتی طولانی هم این‌طور بود. بنابراین سرعت کم قطار برای فرصت تجارت و برخورد، بسیار کاربردی بود.

ما خانمی را دیدیم که دکه ماهی‌فروشی‌اش فقط یک مترمربع فضا داشت و دو فرزندش را از همان‌جا به دانشگاه هاروارد فرستاد. او از تنها راه گریز فرزندانش از آن فقر به سمت تحصیلات به‌شدت حمایت می‌کرد. با این دید، آنجا شهری کاملا سلولی بود و هر سلول داستان شگفت‌انگیز خودش را داشت.

کانْله آدیمی: لاگوس شهری بسیار مضطرب است؛ احتمالا در آن زمان هم بیشتر از امروز چنین بوده. همه همیشه عجله دارند، باید حواسشان به بقیه باشد.

آیا نوعی پایتخت برای آرمان‌شهرهاست؟

رم کولهاس: فکر نمی‌کنم. به‌خاطر ادامه بقا این‌طور است.

کانْله آدیمی: نکته اصلی این است که نظام آنجا این‌طور حاکم است، تولد یک شهر در حال توسعه این‌طور است. لاگوس در آن زمان ١٢،١٠‌ میلیون نفر جمعیت داشت.

رم کولهاس: انگار کاملا آشفتگی بود، اما پس از مدت کوتاهی یاد می‌گیرید همه آنجا آشفته نیست، چون چیزهای سبز کنار هم هستند، چیزهای فرسوده کنار هم هستند، پلاستیک‌ها همین‌طور. اینجا نظم‌های پایدار وجود دارد و هم‌زمان بی‌نظمی‌های پایدار.

کانْله آدیمی: اگر تنها به تصویر بازار بدون خطوط ترسیم‌شده نگاه کنید، حس می‌کنید هیچ‌چیز اتفاق نیفتاده، هیچ سامانی وجود ندارد. اما همان موقع مردم را در صف در حال خرید گوجه‌فرنگی می‌بینید و اینکه همه در مسیر خودشان نظم دارند... .

با این‌حال کسی هم نظم‌شان نداده؟

کانْله آدیمی: بیایید بگوییم یک‌سری قوانین محلی وجود دارند. مثل بازار زنان، یا ورودی بازارها، یا تحصیل‌دارهای محلی. درواقع همه این مجموعه مالیات می‌دهند: مالیات‌های محلی می‌دهند که به دولت هم پرداخت نمی‌شود، اما کسی برای نگهداری از آنها به آنها دستور پرداخت می‌دهد؛ آنجا طبقات و لایه‌های مختلفی از اجرای قانون وجود دارد.

آیا این فساد است؟

رم کولهاس: همان‌طور که کانْله گفت این یک خودسازمان‌بخشی است برای زمانی که حاکمیت وجود ندارد، یا نمی‌تواند جمعیت روبه‌افزایش را مدیریت کند و مطلقا هم نمی‌تواند کاری کند. آنها نمی‌توانند افزایش جمعیت را کنترل کنند که درواقع بسیار هم سریع رشد می‌کند. تازه امروز لاگوس به نقطه‌ای رسیده که دولت قابلیت اجرای درجاتی از ساماندهی در آن را دارد. اکنون قوانین حقوقی بهتر کار می‌کنند، بانک‌ها کارایی دارند. در سال ۱۹۹۷ هیچ‌جا موبایلی وجود نداشت! امروزه ما با موبایل‌ها چیزی کاملا متفاوت درمی‌یابیم: تکنولوژی گونه‌ای قانون به وجود آورده، مردم حالا می‌توانند بیشتر باهم صحبت کنند.

آیا الگوی بی‌قاعده شهر عوض شده است؟

رم کولهاس: به‌گونه‌ای متعادل شده است.

کانْله آدیمی: و فعالیت‌ها را افزایش داده است. شما تصور کنید ما امروز تلفن داریم، بنابراین زیاد بیرون نمی‌رویم؛ برعکسش هم صادق است، شما می‌دانید کجا می‌روید. اکنون تجارت متفاوت است، اقتصاد به شکلی پایدار گسترش یافته است.

رم کولهاس: این کشف جالب‌توجه دیگری است که اساسا یک شهر می‌تواند از سیاه‌چاله‌ای بسیاربسیار عمیق رهایی پیدا کند.

کانْله آدیمی: و حتی در زمان بسیار کوتاهی. ما اینجا درباره فقط ۲۰ سال پیش صحبت می‌کنیم. ۱۵ سال بعد از آن و به‌ویژه در پنج سال گذشته لاگوس تغییرات زیادی کرده، بسیار پیشرفت کرده است.

رم کولهاس: امروز، اگر در شهر رانندگی کنید، از منظره‌ای عبور می‌کنید که همیشه به طرزی باورنکردنی مهیج و مضطرب به چشم می‌آمد؛ دود، آتش، تراکم بیش از حد. در سال اول ما آنجا مستقر شدیم و همه‌جا را گشتیم. اما بعد در جریان اکتشافمان، برای فهمیدن کل داستان، یک هلیکوپتر اجاره و شروع کردیم به فهمیدن اینکه این آشفتگی نیست، بلکه سیستم مدرن پیشرفته‌تری است که طرد شده، در بعضی جاها نقض شده و درنهایت از آن خارج شده است.

به‌تازگی چه چیزی تغییر کرده است؟

کانْله آدیمی: در پنج سال گذشته اقتصاد پیشرفت داشته، دولت بیشتر ثبات یافته، مردم امکان سرمایه‌گذاری پیدا کردند و مورد جالب‌تر مسئله فرهنگی است: صنعت موسیقی وسعت یافته، هنرها رونق پیدا کردنده‌اند... اینها نشانه محیط، جامعه‌ و فرهنگ سالم‌تر است.

در لاگوس زیرساخت‌های بیشتری در حال شکل‌گیری هستند، جاده‌ها در حال ساخت هستند، بزرگراه‌ها پیشرفت کردند. نمی‌گویم شما بقایای چنین تصاویری را [تصویر بازار] نمی‌بینید؛ بسیاری از بخش‌های لاگوس این‌چنین مانده‌اند. اما الان شباهت ظاهری بیشتری به یک جامعه قابل زندگی دارد. حتی الان مردم به لاگوس به‌عنوان جایی برای تعطیلات فکر می‌کنند [می‌خندند].

درباره برنامه توسعه اکو-آتلانتیک چطور؟ آیا در مقابل بازار غیررسمی قرار ندارد؟

کانْله آدیمی: برای من اکو-آتلانتیک پروژه‌ای است که سعی دارد به چالش‌های لاگوس پاسخ دهد؛ یکی اسکان شهری و دیگری تغییرات اقلیمی. اکو-آتلانتیک قرار بود پروژه‌ای باشد که لبه ساحلی را اصلاح کند و از جزیره ویکتوریا، یکی از گران‌قیمت‌ترین مستغلات در جنوب شرق، حفاظت کند. ایده در نوع خود واقعا بزرگ بود؛ اما سؤالات زیادی حول اجرای آن و تأثیراتش بر مابقی شهر وجود دارد.

اگر شما آب را به عقب برانید، راه دیگری می‌یابد؛ بنابراین زمین‌های خالی پدیدار می‌شود. زمانی که شما محدوده‌ای را که خودش متراکم است، فشرده‌تر می‌کنید، پرسیده می‌شود آیا زیرساخت‌های شهری از عهده‌اش برمی‌آیند. امیدواریم پروژه توسعه پیدا کند، زیرا قرار است به مشکلات پاسخ دهد.

رم کولهاس: بااین‌حال حتی این پروژه بخشی از روند عادی‌سازی لاگوس است که پیش از آن هیچ‌کس در ذهنش لحظه‌ای به اکولوژی فکر نمی‌کرده؛ اما در مرحله بعدی پرسیدن از این دغدغه تنگ‌نظرانه (اما هوشمندانه) مهم می‌شود.

آیا اکو-آتلانتیک گونه‌ای آپارتاید اجتماعی یا اقلیمی است؟

رم کولهاس: این نمونه‌ای از جهان امروزی ماست. من فکر می‌کنم الان این نابرابری احتمالا کمتر است [نسبت به وقتی که ما آنجا بودیم]. لازم است نگاهی به‌عنوان شرایط معمول در جوامع مدرن بیندازید.

کانْله آدیمی: نکته مهم، پدیدآوردن شهری برای افزایش فرصت‌های اقتصادی است، اما من فکر می‌کنم ارزش مستغلات در مکانی مانند اکو-آتلانتیک بیش از حد بالاست. آنجا پروژه بسیار جاه‌طلبانه‌ای است و به نظر من، لاگوس فقط به خودش یا برخی رهبرانش می‌اندیشد؛ آه، ما سزاوار جایی مثل دوبی هستیم.

می‌گویید لاگوس شهری بهبودپذیر است؟

رم کولهاس: در مسیر قبلی بیش از حد بهبودپذیر بود، اما در تعریف کنونی خیر.

کانْله آدیمی: کاملا بهبودپذیر. توانایی نجات شهر از سطح خصوصی و اشتراکی‌ بی‌نظیر است...

رم کولهاس: موضوع جالبی درباره شهرسازی امروز لاگوس وجود دارد که فقط نمونه در دنیاست، معمولا ناتوانی زیادی در سنجش مقیاس و کیفیت موجود و سپس ساختن آنها وجود دارد. تنها تحول مهم است. اما در لاگوس موارد بسیار مهمی در بخش‌های اصلی برای باز زنده‌سازی وجود دارد. شامل قسمت‌های جالبی از طراحی، مهندسی و تلفیق‌شان باهم می‌شود. برای مثال، پردیس دانشگاه لاگوس بسیار زیبا و کارآمد و نیازمند شناخت است.

کانْله آدیمی: بله، گونه‌های زیادی در اجتماعات، زندگی در فضای آزاد، فضای بازارها و... وجود دارد. وقتی شما به محیط جدید خرید در جایی مثل لاگوس فکر می‌کنید، خب جالب است هرازگاهی در مرکز خرید باشید، اما آیا می‌توانیم به اتفاقی وسیع‌تر بیندیشیم؟ مثلا یک فضای ترکیبی: مثل بازار-مال؟

رم کولهاس: چرا درباره اصلاحات سیاسی صحبت کردم، امروزه مستعمرات تابوی بزرگی هستند، همه دستاوردهای دوران استعمار، یا هر توافق ضمنی آن زمان، به فراموشی سپرده شده یا شناخته نشده است. این مسخره است، زیرا تاریخ مجموعه‌ای از لایه‌هاست و شما نمی‌توانید بگویید «این لایه را قبول می‌کنم و دیگری را نمی‌پذیرم». تاریخ، تاریخ است و شما نمی‌توانید با نگاه به گذشته‌ آن را دستکاری کنید.

کانْله آدیمی: قطعا هرکسی به پس‌مانده و قطعات زیرساخت‌هایی که در زمان استعمار تولید شده نگاه کند، می‌بیند چقدر در پیشبرد شهر مفید بوده ‌است. امروز، شاید تحول شهر زیاد فکرشده‌ نیست، اما برای توسعه ابزار مهمی است و چیزی نیست که آن را پاک کنیم.

رم کولهاس: من در ۱۹۶۸ در لندن درس خوانده‌ام، مدرسه ما دپارتمان جداگانه‌ای برای معماری نواحی گرمسیری داشت. مشخصا آن بخش مُد آن زمان نبود، بیشتر به‌دلیل اینکه کسی نمی‌خواست درباره مستعمرات فکر کند. درواقع چیزی که آنجا می‌آموختید این بود آفتاب اینجاست و شما باید تهویه طبیعی ایجاد کنید؛ اما بخش مهمی که مربوط به صدا بود نادیده گرفته می‌شد و امروز راه‌حل همه‌چیز فقط یک تهویه مکانیکی است.
همه درباره پایداری و انعطاف‌پذیری صحبت می‌کنند، با این‌حال همه آن دانش در صندوقچه‌ای جمع شده است. [لاگوس] مورد خاصی است، اما مورد آزمایشی‌ است. به‌صورتی باورنکردنی خاص است، اما همچنان با تعدادی دیدگاه کلی، راه‌حل کلی و انتظارات کلی مطرح می‌شود.

کانْله آدیمی: درست است. پدرم از اولین معماران مدرنی بود که با معماران دوره استعمار و پسااستعمار همکاری کرد. او کارش را ابتدای دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد. من برای فهم معماری با فهم محیط بزرگ شدم: تهویه دوسویه بسیار مهم بود، آفتاب، جهت‌گیری ساختمان، باغ، فضا، همه‌چیز فکرشده بود.

رم کولهاس: انسجام و تقویت متقابل.

کانْله آدیمی: او ساختمان‌های بزرگی ساخت که هنوز هم از تهویه طبیعی استفاده می‌کنند. تعداد زیادی در تاریخ ذکر شده؛ تاریخ محلی، یا نمونه‌های بین‌المللی، آنها بسیار کاربردی بودند و ما آنها را فراموش کردیم.

می‌توانی در مدرسه شناور ماکوکوی خودت را ببینی. الان چه‌کار دیگری برای حمایت از دگرگونی لاگوس انجام می‌دهی؟

کانْله آدیمی: چون شهر در موقعیت تثبیت‌شده‌تری قرار گرفته، فضای بزرگ‌تری حتی برای آنچه قبلا تصور نمی‌کردیم، پدید آمده، مثل گردشگری. وزیر گردشگری بسیار روی تغییر نگرش نسبت به لاگوس کار می‌کند و لاگوس را به‌عنوان نقطه جذاب توریستی معرفی می‌کند. من واقعا تحسینش می‌کنم.

یکی از چیزهایی که درباره لاگوس می‌گفت این بود که آنجا شهری پرتکاپو است: چه در حیطه فرهنگی و چه سایر فعالیت‌ها، مردم دوست دارند بیرون باشند. پس بگذاریم لاگوس میهمانی‌ها و مشاهیرش را داشته باشد! فکر می‌کنم این عالی است.

یکی دیگر از دوستانم می‌گفت دو دسته از مردم به لاگوس می‌آیند: روشنفکرها، آنها که واقعا برای فهم شهر می‌آیند و واقعا می‌خواهند کاری انجام دهند و کارآفرینان؛ آنها که برای پول‌درآوردن می‌آیند. بنابراین اینجا مجموعه‌ای از فرصت‌ها برای هر دو گروه فراهم می‌کند که به نظرم ایده خوبی ‌است.

شهرهای دیگر چه چیزی از لاگوس می‌آموزند؟

رم کولهاس: می‌توانند یاد ‌بگیرند وحشت‌زده نشوند. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که خطرات کاهش یافته‌اند؛ جایی که آسایش به‌جای خطر قرار دارد. بنابراین فکر می‌کنم اگر مردم می‌توانستند چیزی بیاموزند، آن است که مخاطرات برای جامعه سرزنده و هوشمند باقی می‌ماند.

کانْله آدیمی: وقتی شما فکر می‌کنید فقط ۲۰ سال گذشته و این حجم تغییرات در لاگوس پدید آمده... امروز شهرها می‌توانند زودتر از انسان‌ها رشد کنند. می‌توانید کل شهر را در ۲۰ سال توسعه دهید و در ۲۰ سال، لاگوس تقریبا خود را عوض کرده‌ است. چرا وحشت؟

(این گفت‌وگو با تنظیم کریس مایکل در ۲۶ فوریه ۲۰۱۶ روی پایگاه اینترنتی گاردین منتشر شده است).

نویسنده :
منبع : شرق


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : مهشید معتمد - رم کولهاس - کانْله آدیمی - لاگوس - شهر بازیابی‌شده -

مطالب مرتبط با : لاگوس؛ شهر بازیابی‌شده
نظر شما در مورد : لاگوس؛ شهر بازیابی‌شده

*

*


http://mazandconf.ir/

آخرین اخبارپربازدیدها

نه به کودک آزاری

کانال آپارات مازندشورا