امروز پنج شنبه 18 آذر 1395 ساعت 11:28:17

آرشیو ارتباط با ما ثبت نام کاندیدا

مازندشورا - مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان مازندران

کد مطلب : 2997 -تاریخ انتشار : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 -ساعت : 09:48

چاپ به اشتراگ گذاشتن
نقش فضاهای شهری در جنبش‌های اجتماعی

از تحریر تا وال استریت گواهی می‌دهند

نقش فضاهای شهری در جنبش‌های اجتماعی

مازند شورا: اگر مروری بر کلیدواژه‌های خبری این روز‌ها داشته باشیم، مدام نام میدان‌ها، پارک‌ها و در یک کلام شهر‌ها را می‌شنویم. فضاهای شهری به عنوان فضاهای عمومی، در عین اینکه به لحاظ حقوقی و اعتباری در اختیار حاکمیت‌ها قرار دارند، اما هیچ مانعی برای تملک و در اختیار گرفتن آن‌ها از جانب شهروندان وجود ندارد. شهر به عنوان نمای واقعیت و نه بازنمایی آن، واقعاً در اختیار شهروندان است. برای همین است که دولت‌های مورد اعتراض، دخالت نظامی می‌کنند.

مازند شورا: شاید از نخستین باری که عبارت «دانش انفورماتیک» به کار گرفته شد، چند دهه گذشته باشد اما هیچ وقت به قدر سالیان اخیر این مفهوم برای ما الهام بخش و چالش برانگیز نبوده است.

به گزارش مازند شورا به نقل از پایگاه خبری شهر الکترونیک، امروزه عباراتی چون فضای مجازی و شبکه اطلاعاتی مضاف بر هر مضاف الیهی به کار گرفته می‌شود. تجارت، خرید و فروش، دوستیابی، آموزش، سرگرمی و یا هر عبارتی که در روزمرگی ما بسامد داشته، با افزوده شدن لفظ مجازی یا الکترونیک، معنایی مضاعف و ویژه می‌یابد. به همین علت است که روشنفکران و نظریه پردازان در هر حیطه‌ای، تغییرات و کنش‌های موضوع تخصصی خود را در سالهای اخیر با نسبتی که با امر مجازی پیدا می‌کند تعریف و سنجش می‌کنند.

نگاهی به تحولات اجتماعی در همین چند سال گذشته، نقش این ابررسانه را نه تنها آشکار بلکه بدیهی می‌داند. بسیاری بر این باورند که امر مجازی علاوه بر آن که نقش رسانه را به عهده دارد، با تاثیر گذاری بر شرایط، به تولید محتوای جدید انسانی نیز می‌پردازد. در حقیقت امکانات، سبب تحقق موضوعات می‌گردد.

در یک نگاه کلی و پذیرفته شده به طبقات اقتصادی در جامعه، با سه دسته مشخص روبرو هستیم. یکی اقلیت خلاق یا سرمایه داری که خود مسیر خود را ایجاد می‌کنند و شرایط را به وجود می‌آورند. دسته دوم عده‌ای هستند که عمدتاً به امور تولیدی اشتغال دارند و از طریق فعالیت فیزیکی و یدی کسب مزیت اقتصادی می‌کنند. و دسته سوم عده‌ای هستند که به عنوان حلقهٔ واسط و یا بهتر است بگوییم طبقه متوسط، بیشتر به امور خدماتی و تخصصی اشتغال دارند.

رشد امر مجازی نه ضرورت وجودی طبقه تولیدگر را منتفی می‌کند و نه طبقهٔ خلاق و یا سرمایه دار را. آنچه حوزهٔ تاثیرگذاری امر مجازی است، حوزه خدماتی طبقه متوسط است. در حقیقت از بین رفتن قیدهای جغرافیایی توسط امر مجازی، مزیت‌های زیستی این طبقه را کم رنگ کرده و امنیت شغلی آن‌ها را متزلزل ساخته است. نگاهی به سیر اخراج کارمندان در مؤسسه‌های موفق اقتصادی نشانی از همین موضوع است.

آنچه در اخبار می‌شنوید نه اعتراض کشاورزان است و نه اعتراض رؤسای شرکت‌های بزرگ. اعتراض طبقه متوسطی است که‌‌ همان امر مجازی، حضور او را بی‌مزیت کرده و به او ابزار اعتراض و بیان نیز داده است. در حقیقت امر مجازی در عین از بین بردن ضرورت حضور اپراتور‌ها و کارمندان و بسیاری از حرفه مندان نیمه متخصص، به این افراد امکان تبادل نظر، گفتگو و زیست مجازی داده است.

این وضعیت چنان بی‌جغرافیا است که در پی گیری اخبار اعتراضات مردمی، هیچ متغیر جغرافیایی دخیل نیست. بهار عربی تنها بر پایهٔ ارتباطات فرهنگی و زبانی رشد کرد و عرصه‌ای برای بروز یافت. در غرب و یا شرق دور نیز همین نحو از بروز انسانی دیده می‌شود. چنانکه دیگر لفظ بهار و یا بیداری از پسوند‌های اسلامی و یا عربی جدا شده و مفهومی جهانی یافته است. اما آنچه پس از این مقدمه، سوال اصلی ماست، آن است که چرا فضای مجازی که امکان حضور، تعامل و باورمندی را به طبقه متوسط داده است، عرصهٔ اصلی اعتراض باقی نمی‌ماند و پیاده رو‌ها، پارک‌ها و میدان‌ها هستند که ظرف اصلی و ضربه اصلی محسوب می‌شوند؟

هر فضای مجازی لاجرم ایجاد کننده‌ای دارد. هر سایت، وبلاگ، شبکه اجتماعی، شبکه رادیویی و یا شبکه‌های ماهواره‌ای علی رغم ساختار اعتباری و نرم افزاری خود، نیاز به فضایی سخت افزاری و سرمایه‌ای واقعی دارند. یعنی پولی که پشتوانه آن در بانک‌های مرکزی کشور‌ها، باید طلا باشد. این امر سبب می‌شود که هزارتوی امر مجازی، هر چند‌‌ رها و آزاد از هر قید بیانی، اما همواره نیازمند به مالک و صاحب است.

هیچ فضای الکترونیکی بی‌صاحب نیست و هیچ صاحبی، بی‌منظور هزینه‌ نمی‌کند. چنین است که امر مجازی برای همیشه تنها بازنمایی واقعیت است و نه نمای واقعیت. در حقیقت امر مجازی نمی‌تواند فارغ از اغراض بیان کننده، به خودی خود بیان امری باشد. اگر این گزاره را نپذیریم، دیگر نمی‌توان برای فردی همچون عکاس، حق تألیفی قائل شد. آن نگاهی که بیان می‌کند، نگاه کسی است که در صفر مختصاتی دکارتی، خود را مرکز جهان پنداشته است. بنابر این امر مجازی نه به صورت عرفی، اما به صورت فلسفی همواره قابل رد و متهم کردن به دروغ است.

امضاهای اینترنتی پای بیانیه‌ها، شمار بازدید کننده‌ها، موافقان و مخالفان همواره قابل تردید است. از سوی دیگر امر مجازی به علت آنکه تاثیر مستقیم فیزیکی ندارد، نمی‌تواند جبر قطعی ایجاد کند. در نتیجه آن مسئولی که مورد اعتراض مردمی قرار دارد، هم می‌تواند کامپیو‌تر خود را خاموش کند و هم کامپیو‌تر دیگران را. در حقیقت امر مجازی همواره نرم است و امر نرم، امری اطلاعاتی و بر پایه دانستگی و علم تلقی می‌شود. اما حیطه عمل کجای این معادله است؟

اگر مروری بر کلیدواژه‌های خبری این روز‌ها داشته باشیم، مدام نام میدان‌ها، پارک‌ها و در یک کلام شهر‌ها را می‌شنویم. فضاهای شهری به عنوان فضاهای عمومی، در عین اینکه به لحاظ حقوقی و اعتباری در اختیار حاکمیت‌ها قرار دارند، اما هیچ مانعی برای تملک و در اختیار گرفتن آن‌ها از جانب شهروندان وجود ندارد. شهر به عنوان نمای واقعیت و نه بازنمایی آن، واقعاً در اختیار شهروندان است. شهر را نمی‌شود خاموش یا انکار کرد. شهر واقعیت بیرونی است. برای همین است که دولت‌های مورد اعتراض، دخالت نظامی می‌کنند.

در حقیقت دخالت، داخل شدن است و داخل شدن، اثبات داخل نبودن؛ که هر شدنی در سودای بودن اتفاق می‌افتد. نظامیان یمنی، بحرینی، پلیس لس آنجلس و یا سئول، همه و همه به عرصه عمومی وارد می‌شوند تا کلمات جمعیت را از صفحه خیابان پاک کنند. پاک کردن رفتاری متفاوت است از پنهان کردن. نمی‌شود شهری را تا کرد و به جای دیگری برد. جبر فیزیکی، حضور را قطعی و غیر قابل چانه زنی می‌کند. اینجا است که فضای عمومی به عنوان امر اصیل خود را نمایش می‌دهد و بازنمایی نمی‌کند. بنابر این نه تنها ضعف اعتباری فضای مجازی را برطرف می‌کند، بلکه حیطه عمل را نیز در اختیار دارد. تصاحب ادارات دولتی و مکان‌های عمومی اقدامی است که هیچ امر مجازی و اعتباری نمی‌تواند در برابرش مقاومت کند. اما چه چیز فضای عمومی را به حوزهٔ عمومی تبدیل می‌کند؟

همیشه فاصله‌ای هست بین در شهر زندگی کردن و زندگی شهروندی. آنچه تمایز میان ساکن و شهروند ایجاد می‌کند آن است که ساکن از شهر بهره می‌جوید اما شهروند از شهر کسب هویت و معنا می‌کند، به آن سبب که رفتارش معطوف به شهر است. این تمایز،‌‌ همان تمایز میان شرکت و مشارکت است. انفعال و فعالیت.

زیست فعالانهٔ شهری، زیستی مسؤولانه است که وابستگی بسیاری به حس تعلق دارد. حس تعلق به عنوان یک کهن الگوی رفتاری، تمایل به نگهداری و مسؤولیت ایجاد می‌کند. اگر زیست مسؤولانه، فعال و مشارکتی را تمایز میان سکونت و شهروندی بدانیم، باید به این بیاندیشیم که حس تعلق محصول چه فرآیندی است.

علمای شهرسازی حس تعلق را محصول خاطره جمعی و تجربهٔ فضای شهری می‌دانند. تجربه‌ای که در آن ارتباط به دیگر ساکنان، لایهٔ مفهومی جدیدی ایجاد می‌کند که معطوف به فضای شهری است و همین عطف است که ساکنان را به شهروندان ارتقاء می‌دهد. چنین است که جامعه پژوهانی چون هابرماس از اولویت فضای عمومی بر حوزه عمومی سخن می‌گویند. بدین صورت، این فضای شهری است که سبب تجربه شهری شده و حوزه عمومی شهروندی را به عنوان کلیتی مستقل از کل ساکنان تعریف می‌کند.

در تجربه اعتراضات شهری نیز، رجوع شهروندان به فضاهای شهری، رجوع به حوزه عمومی است. اشغال و تصاحب حوزه عمومی است که علی رغم بی‌ضرر بودن آن برای دولت‌ها، سبب واکنش مداخله جویانه آنان می‌شود. غافل از آن که خالی کردن فضاهای شهری از مردم، حوزه عمومی را بدان‌ها باز پس نمی‌گرداند؛ چرا که امری انتزاعی اما وابسته به مکان است. حذف امکان تجلی آن، امکان تصاحب آن را ایجاد نمی‌کند.

گهگاه نیز در بعضی دولت‌ها، فضاهای شهری را از طرفداران خودی پر می‌کنند و به تبلیغ می‌پردازند، (همانند نمایش دولت حسنی مبارک در بکب از میدان های قاهره در مقابل تجمع مخالفان در میدان تحریر) بی‌آنکه متوجه باشند حوزه عمومی محصول تجربه و خاطره جمعی است و یک اتفاق چند ساعته و حتی چند روزه نمی‌تواند به نحو فرمایشی بخشی از خاطره جمعی شهروندانی باشد که با آن همدلی ندارند.

در حقیقت شهر فضایی است که یا توسط شهروندان معنا دار می‌شود و یا در غیاب شهروندان معنای غیاب آن‌ها را مخابره می‌کند؛ اما هرگز عرصه حضور فرمایشی قرار نمی‌گیرد. در تصاویری که هر روز از جنبش وال استریت در شهرهای مختلف می‌بینیم، نیروهای پلیس چادر‌های معترضان را از پارک‌ها و میدان‌ها جمع می‌کنند و این دقیقاً‌‌ همان لحظه‌ای که ضربه حضور بر پیکر امری اعتباری به نام قدرت وارد می‌شود.

چنین است که فضاهای شهری خود را نه تنها شاخصی کمی برای توسعه، بلکه معیار و رویکردی برای ایجاد کیفیت شهروندی در شهر‌ها می‌کنند. کیفیتی که یگانه شیوهٔ بقاء و باقی ماندن شهر‌ها در طول تاریخ شهرنشینی است. اصفهان، توکیو، قاهره، لندن و نیو مکزیکو همواره بر سر سفرهٔ سنت شهریشان است که ادامه دار شده‌اند. مقایسه کنید با بلوک‌های کپی شده‌ای که قرار است بی‌هیچ فضای شهری تجربه سازی، در سالهایی نه چندان دور بافت‌های فرسودهٔ آیندهٔ ما را تامین کنند.
 



لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : انتخابات ،جنبش اجتما - -

مطالب مرتبط با : نقش فضاهای شهری در جنبش‌های اجتماعی
نظر شما در مورد : نقش فضاهای شهری در جنبش‌های اجتماعی

*

*


http://mazandconf.ir/

آخرین اخبارپربازدیدها

کانال آپارات مازندشورا