مازندشورا - مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان مازندران

کد مطلب : 42954 -تاریخ انتشار : شنبه 23 دی 1396 -ساعت : 15:26

چاپ به اشتراگ گذاشتن
دوست دارم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم

برگی از آسمان

دوست دارم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم

مازندشورا: سیده‌زهرا جان! دوست دارم بدانی تا قیامت فراموشت نمی‌کنم، آن‌قدر به تو علاقمند هستم که حاضرم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم.

مازندشورا:خبرگزاری فارس مازندران ـ  دفاع مقدس/در ادامه چند گزیده از نامه‌هایی که شهدا به خانواده‌های‌شان می‌نوشتند را با هم مرور می‌کنیم.

* شکیبا باش

و اما سخنم با تو ای همسرم! درود بر تو که کوه صبر و استقامتی، درست گفتم چرا که این را در طول زندگی مشترک‌مان اثبات کردی چه زمانی که با فقر و نداری دست و پنجه نرم می‌کردی و چه آن هنگام که از تو جدا می‌شدم و برای یاری اسلام عزیز به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل به رزمندگان اسلام می‌پیوستم.

مرحبا به مادری که چون تو شیر زنی را در دامن خود پرورش داد، آفرین به پدری که تو را تحت تعلیم و تربیت قرار داد و به اجتماع اسلامی ‌و انسانی تحویل داد و مرحبا به تو، به صبر تو، به قناعت تو و به شجاعت تو، تو همواره معشوقه‌ای مایه آرامش برایم بودی، هم همسری مهربان و قابل تحسین برای من و هم مادری دلسوز و مهربان برای فرزندانم.

همسرم! در فراقم شکیبا باش و صبور و بردبار، امروز روز جزع نیست امروز روز پایمردی و استقامت است، روز امتحان و روز تلاش، رسالتی بر دوش ماست که لنگ لنگان و با عزمی‌ راسخ، گرچه با نقص زیاد ولی با قلبی مملو از عشق به خدا و اهل بیت و عشق به رهبر و امام مهدی(عج) و روحانیت متعهد در خط رهبر انجامش دادم، امید است خداوند بزرگ از من بپذیرد.

و اما امروز تو رسالتی بس سنگین‌تر و مسؤولیتی بزرگ‌تر بر دوش داری، بکوش که آن را سلامت به مقصد برسانی، هرگاه دلت تنگ شد بغض گلویت را فشرد یاد زهرا(س) کن و یا اسیری زینب(س)، استقامت زینب(س)، مبارزه زینب(س) و رسالت زینب(س) را در هر شب جمعه به مزارم بیا، می‌دانم آنجا آرام خواهی گرفت.

هنگام نماز امام را دعا کن، همواره در خط امام باش زیرا سعادت دنیا و آخرت در کنار رهبر است.

والسلام ـ حسین‌جان بصیر

* برایش دعا کنید

خدمت خانواده‌ام سلام عرض می‌کنم، پس از تقدیم سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم، اگر از احوال اینجانب، رزمنده اسلام سلیمان ‌نژادعین خواسته باشید، به حمدالله سلامتی حاصل و به دعاگویی شما مشغول هستم و هیچ‌گونه جای نگرانی نیست.

فقط نگرانی من بابت شماست، شما خانواده عزیزم که می‌دانم مدام نگران من هستید، هیچ‌گونه نگران نباشید واقعاً به نظر شما، آیا برای کسی که به زیارت کربلا رفته است باید ناراحت و نگران بود یا باید هر وقت که یادش به ذهن‌تان آمد، برایش دعا کنید تا به آرزویی که در سر دارد برسد؟

سیلمان نژادعین

* منتظر یک حمله‌ بزرگ هستیم

پس از عرض سلام امیدوارم که حال یک یک شما خوب بوده باشد و هیچ ناراحتی نداشته باشید و همیشه دعاگوی امام باشید.

اگر از حال من «رحمت» خواسته باشید الحمدالله زیر سایه رهبر عزیزم خوب هستم، ما منتظر یک حمله‌ بزرگ هستیم که انشاالله به‌زودی شروع شود.

پدر جان! همان طوری که حدس زده بودید، من مسؤول آرپی‌جی‌زنان شدم، پدر جان! تلاش کنید تا هر کسی که از من ناراحتی به دل دارد را راضی کنید چون به قول فرمانده‌هان‌مان هر لحظه ممکن است ما اینجا شهید شویم.

پدر جان! برای همین، سعی کن رضایت‌شان را بگیری تا انشاءالله کسی از من ناراحت نباشد.

رحمت‌الله مؤمنان

* حال من خیلی خوب است

نور چشم عزیزم، برادر سیدجواد! امیدوارم که حال شما و خانواده خیلی‌ خیلی خوب بوده باشد (ان‌شاءالله) اگر از حال اینجانب برادرت «عبدالرضا» خواسته باشی، بد نیستم و به دعاگویی شما و نبرد با مزدوران صدامی ‌مشغول هستم.

جواد جان! پس از چند روز که با هم تلفنی صحبت کردیم، ساعت 12:30 دقیقه شب به صدامیان حمله کردیم و جاده‌ اهواز ـ خونین‌شهر را آزاد کردیم، تعدادی از مزدوران را کشته و چند نفر دیگر را نیز به اسارت خود درآوردیم که خوشبختانه آنها را تا مرز به عقب راندیم.

گذشته از این حرف‌ها از حالت بگو چطور است، حال جمال آقا با دکان بقالی‌اش، حال مادر، زن داداش، معصومه کوچولو و مادرش؟ حال من در اینجا خیلی خیلی خوب است ما در حال حاضر در اطراف خونین‌شهر هستیم، خب سخن را کوتاه‌تر کنم تا شما به کار و زندگی خود مشغول شوید من هم می‌روم ببینم که مزدوران کدام گورستان هستند، به بابا هم زیاد سلام برسانید.

عبدالرضا حسینی‌طلب

* درست 27 روز پس از ازدواج

همسرم! چیزی در خاطرم نیست که در نامه ذکر آن را بنمایم جز اینکه چند کلمه‌ای را یادآور شوم، اگر خوب یادت باشد، در تاریخ 2/8/62 در منزل به این موضوع اشاره کردی که من مهدی خیلی زود تصمیم به جبهه رفتن گرفتم، درست 27 روز پس از ازدواج، این جمله‌ای بود که تو به زبان آوردی و من کاملاً یادم هست، در جواب گفته‌ شما، به یاد سخنان امام بزرگوار افتادم.

می‌خواستم در آن مقطع که موقع جدایی من و تو بود آن را با شما در میان بگذارم اما گفتم شاید شما ناراحت شوید، اما الان می‌خواهم آن را برایت بنویسم، امام در جایی گفتند: «زمان، زمان جدایی عزیزان است، زمانه، زمانه‌ جدایی عزیزان بهتر از جان است، زمانه، زمانه‌ امتحان الهی است». فکر می‌کنم خوب باشد کمی‌خودتان را در رابطه با این سخنان امام ارزیابی کنید که آیا می‌توانی قبل از این که در فکر جدایی از عزیزت باشی، به فکر اسلام عزیزتر از تمامی‌ عزیزانت باشی؟ فقط به این نکته بسیار مهم توجه کن که زمانه، زمانه امتحان الهی است و بس.

مهدی کشیری

* دوست دارم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم

با درود فراوان به امام زمان(عج) منجی عالم بشریت و با درود فراوان به رهبر عزیز انقلاب حضرت امام خمینی بت‌شکن و با درود به شهدای انقلاب اسلامی ‌مخصوصاً شهید مظلوم دکتر بهشتی و با سلام به شهیدان جنگ تحمیلی که جان‌شان را فدای اسلام و قرآن کرده‌اند.

همسر مهربانم سلام! امیدوارم که سلام گرم و صمیمانه مرا که از اعماق قلبم سرچشمه می‌گیرد پذیرا باشی.

سیده‌زهرا جانم! نامه‌‌ پرمهر و محبت شما به دستم رسید و از دیدن آن خیلی خیلی خوشحال شدم، امیدوارم حال‌تان خوب باشد که اگر شما خوب و خوشحال باشید من هم مثل شما خوب و خوشحالم، از احوالم برای شما بگویم که حالم خوب است و پایم بهتر است و فقط در هوای سرد کمی ‌درد می‌گیرد، راستی! در مورد تلفن، به مادرم بگو من در جایی هستم که به تلفن دسترسی ندارم.

همسر عزیزم! از شما می‌خواهم برای ما دعا کنید، هر جا که هستی دعا از یادت نرود، من الان در واحد توپخانه هستم و بیشتر از این نباید از جایم بگویم.

سیده‌زهرا جان! دوست دارم بدانی تا قیامت فراموشت نمی‌کنم، آن‌قدر به تو علاقمند هستم که حاضرم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم.

همسر مهربانم! در پایان می‌خواهم توصیه کنم به شما باید مثل اهل بیت امام حسین(ع) باشید ببینید که آنان چگونه در مقابل آن همه حوادث جانگداز و خونین کربلا و آتش زدن خیمه‌ها فقط به خاطر اسلام و وفاداری به امام‌شان استقامت کردند.

یادت نرود که شما الگو و اسوه‌ای هم‌چون حضرت فاطمه زهرا(س) دارید و باید درس و مشق‌تان را از حضرت زهرا(س) بیاموزید.

دخترم معصومه را به تو می‌سپارم و تو را به مظلومیت بهشتی سوگند می‌دهم که دخترم را چون فاطمه زهرا(س) تربیت کنی و به او بگو که یک روز پدرت با مهدی فاطمه خواهد آمد.

از طرف همسرت بهمن کیانی

انتهای پیام/3141/ج


منبع : فارس - مازندران


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : اسلام - باشید - ازدواج - امیدوارم - جدایی - زمانه - عزیزم - هستیم - ناراحت - کردیم - فاطمه - می‌خواهم - امتحان - مزدوران - نگران - استقامت - همسرم - امروز - زندگی - عزیزان - هنگام - سخنان - مادری - مرحبا - خونین‌شهر - معصومه - زمانه‌ - فراوان - خوشحال - بگویم - شکیبا - دخترم - سیده‌زهرا - می‌گیرد - انقلاب - بهشتی - مهربانم - عبدالرضا - خواسته - اینجانب - دعاگویی - مشغول - هیچ‌گونه - سلامتی - می‌کنم - خداوند - می‌دانم - برایش - نگرانی - خانواده - اسلامی - تربیت - ناراحتی - رسالتی - حمله‌ - منتظر - مهربان - کربلا - همواره - اینجا -

نظر شما در مورد : دوست دارم در آن دنیا هم با هم ازدواج کنیم

*

*


آخرین اخبارپربازدیدها