گزارشی جالب از نحوه تهیه خبر توسط اسرای خبرنگار

تاریخ انتشار : پنج شنبه 20 اردیبهشت 1397 - ساعت : 08:30

کد مطلب: 49599 چاپ به اشتراگ گذاشتن

استودیوی خبر در اردوگاه/

گزارشی جالب از نحوه تهیه خبر توسط اسرای خبرنگار

مازندشورا: به‌خاطر تنوع اخبار، گویندگان خبر تخصصی شدند به‌طوری که اخبار هفتگی توسط دو نفر ارائه می‌شد، گوینده اول، اخبار مهم جنگ و حوادث سیاسی ایران و جهان را با تحلیل و تفسیر خبری بیان می‌کرد و گوینده دوم، اخبار عمومی ‌را می‌خواند.

مازندشورا:خبرگزاری فارس مازندران ـ دفاع مقدس/محمدحسین منصف: اخبار و اطلاعات از اوضاع ایران و جهان و آن چه که بیرون از چهار دیواری اسارت می‌گذشت، به نوعی اسیر را از بند و بست زندان می‌رهاند و او را به دنیای بیرون مرتبط می‌ساخت، برای اسیر ایرانی، هیچ چیز بدتر از بی‌اطلاعی از اوضاع ایران و جبهه‌های نبرد نبود، اخبار، روحیه‌سازترین فعالیت در طول اسارت بود و اسیر را در متن تحولات مرتبط با انقلاب، ایران و جبهه‌های نبرد قرار می‌داد.

من به‌عنوان کسی که در شورای خبری اردوگاه و جمع‌آوری و گویندگی خبر نقش داشته‌ام، معتقدم اگر اسرا از اخبار مهم مرتبط با ایران و عراق و جبهه‌ها مطلع نمی‌شدند، دچار مشکلات روحی و روانی می‌شدند و پس از آزادی نمی‌توانستند خود را با اوضاع پس از جنگ وفق دهند.

بیشتر خبرها به‌دلیل وارونه‌سازی و تفسیر دروغین وسایل ارتباط جمعی عراق با پالایش و تحلیل خبری همراه بود و در اثر مداومت کار خبری، تحلیل‌گران خبره‌ای تربیت شدند که به‌راحتی ترفندهای خبری دشمن را کشف و پالایش می‌کردند، اخبار و خبر ممنوع‌ترین و خطرناک‌ترین فعالیت‌های اسارت بود، زیرا عراقی‌ها می‌خواستند اسرا در بی‌اطلاعی کامل از اخبار ایران و ‌جبهه‌ها به‌سر ببرند و منبع خبری آنان فقط نشریات و رادیو و تلویزیون عراق و تحلیل‌های حزب بعث باشد.

این تشکیلات از افراد مطلع از مسائل سیاسی، تاریخ و جغرافیا شکل گرفت، در صدر این تشکل فرج‌الله رازقی از بچه‌های بهشهر قرار داشت، ابتدا گویندگی اخبار به‌صورت یگانی شروع شد، اسرای هر لشکر نماینده‌ای در شورای اخبار داشت و پس از دریافت خبرها، هر 15 روز یک بار در جمع اسرای مرتبط با لشکر خود، آن را قرائت می‌کرد، به‌عنوان مثال، من و رضا باقری بچه قائم‌شهر، کار خبری انجام می‌دادیم و گویندگی اخبار برای اسرای لشکر 25 کربلا به عهده ما بود.

پس از یک سال و اندی، شیوه توزیع خبر و زمان ارائه آن تغییر یافت و اخبار به‌صورت آسایشگاهی و هفته‌ای در اختیار سایر اسرا قرار می‌گرفت و آسایشگاه یک یا دو نماینده در شورای خبر داشت و من اخبارگوی آسایشگاه‌مان شدم، دو، سه سال آخر اسارت، کار ارائه خبر پیشرفت چشم‌گیری پیدا کرد و تشکیلاتی‌تر شد.

به‌خاطر تنوع اخبار، گویندگان خبر تخصصی شدند به‌طوری که اخبار هفتگی توسط دو نفر ارائه می‌شد، گوینده اول، اخبار مهم جنگ و حوادث سیاسی ایران و جهان را با تحلیل و تفسیر خبری بیان می‌کرد و گوینده دوم، اخبار عمومی ‌را می‌خواند.

همان گونه که در اخبار تلویزیون گوینده خبر از پشت میز، اخبار را می‌خواند، با گذاشتن چند پتو روی هم، میزی را درست کردیم و از پشت آن، خبرها را می‌خواندیم در این دوره من اخبار مهم جنگ و ... را با چاشنی تحلیل و تفسیر بیان می‌کردم.

در طی اسارت بهترین خبرها، اخبار پیروزی ایران در عملیات‌ها بود، عملیات والفجر 8 ـ فتح فاو و عملیات کربلای 5 از مهم‌ترین عملیات‌هایی بود که اخبار آن را برای اسرا می‌خواندیم، خبر فتح فاو و عبور تکنیکی رزمندگان اسلام از اروندرود غرور مقدسی را در بچه‌ها ایجاد کرده بود، اخبار عملیات کربلای 5 را هم لحظه به لحظه، به‌صورت ویژه به اطلاع بچه‌ها می‌رساندیم، در مورد اخبار عملیات کربلای 5 و عبور بچه‌ها از دژهای مستحکم عراقی‌ها، اخبار زیادی به‌دست آوردیم، حتی یک خبر از آمریکایی‌ها داشتیم، آنها اظهار خوشحالی کرده بودند که در این عملیات بالگردهای کبری و تفنگ‌های 106 م.م نقش چشم‌گیری در زدن تانک‌های عراق داشته است.

ما هم بچه‌ها را توجیه می‌کردیم و می‌گفتیم بالگرد کبری خیلی هم مدرن نیست، اما این خلبان‌های شجاع ما هستند که از خودشان رشادت نشان می‌دهند، تفنگ‌های 106، آن سال‌ها یعنی در سال 65 از رده تسلیحاتی ارتش‌های دنیا خارج شده بود و چون رزمندگان ما این سلاح‌ها را در جنگ، خوب به کار گرفته بودند، دوباره مشهور شد.

بدترین خبرهایی نیز که در اسارت به‌دست ما رسید و طوفانی از غم در بین بچه‌ها به پا کرد و طاقت همه را طاق، قبول قطع‌نامه 598 و خبر ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) بود.

* روش‌های کسب خبر

روش‌های کسب خبر در اردوگاه‌ها، طیف وسیعی از شیوه‌ها را دربر می‌گرفت که از وسایل ارتباط جمعی عراقی‌ها و از رادیو مخفی و از طریق بیمارستان نظامی‌ موصل، اسرای جدید، مجله‌ها و روزنامه‌ها و حتی از راه کتک خوردن به‌دست می‌آمد.

* ترجمه اخبار روزنامه‌های عراق

از اوایل اسارت، روزنامه الثوره ـ ارگان حزب بعث عراق ـ و روزنامه الجمهوریه به‌صورت روزنامه در اختیار ما قرار می‌گرفت، پس از مدتی، هفته‌نامه القادسیه نیز بعضی از هفته‌ها به‌دست ما می‌رسید که ارگان ارتش عراق بود.

یکی، دو سال پس از اسارت، روزنامه انگلیسی چاپ بغداد نیز وارد اردوگاه شد، روزنامه‌ها توسط بچه‌هایی که به زبان عربی و انگلیسی آشنا بودند، مطالعه و خبرهای مهم آن برای بخش اخبار اردوگاه ترجمه می‌شد، اخبار ترجمه‌شده نیز باید پالایش و تحلیل می‌شد و سپس به‌عنوان خبر در اختیار سایر اسرا قرار می‌گرفت.

یکی از شیوه‌های پالایش خبر اصلی از تفسیر دروغین عراقی‌ها آن بود که بچه‌ها متن خبر یا مقاله را با دقت مطالعه می‌کردند تا خبر اصلی استخراج شود، به‌عنوان مثال مقاله‌نویس روزنامه عراقی در سطرهای اولیه مقاله‌اش، ادعای ایران در مورد کسب پیروزی در عملیات خاصی را مطرح می‌کرد و سپس با تحلیل و تفسیر به رد این ادعا می‌پرداخت، برای تحلیل این مقاله، بچه‌های خبره تشکیلات اخبار، ادعای مطرح‌شده ایران را به‌عنوان خبر قطعی تلقی می‌کردند.

پس از مدتی، خواندن و ترجمه روزنامه عربی را یاد گرفتند و در ترجمه اخبار آن، کمک می‌کردند، هر روز تسلط من در این کار بیشتر می‌شد و بسیاری از اوقات شبانه‌روز، وقتم را به مطالعه روزنامه می‌گذراندم و این امر باعث شده بود تا بیشتر ساعات آزادباش را نیز در آسایشگاه بگذرانم.

* نشریه مجاهد ـ ارگان گروهک منافقین

از زمانی که گروهک منافقین وارد عراق شدند، این نشریه دو هفته یا ماهی یک بار وارد اردوگاه ما می‌شد، عراقی‌ها این نشریه را تحویل مسؤولان هر آسایشگاه می‌دادند، و تأکید داشتند همه اسرا آن را بخوانند، اما از آنجایی که تنفر بجه‌ها از منافقین بیشتر از حکومت بعثی عراق بود، همگی با مسؤولان اخبار همکاری می‌کردند و فقط کسانی که در کسب اخبار صحیح مهارت داشتند، نشریه مزبور را می‌خواندند.

طریقه جداسازی اخبار درست از غلط، دقیقاً مثل شیوه‌ای بود که در پالایش خبر روزنامه‌های عراقی، اعمال می‌شد.

* رادیو عراق

سومین منبع تهیه خبر، رادیو عراق بود که صبح تا شب بی‌وقفه روشن بود و صدای آن از بلندگوهای حیاط اردوگاه و بلندگوهای داخل آسایشگاه‌ها پخش می‌شد، تعدادی از بچه‌ها که به زبان عربی مسلط بودند، کار تهیه خبر از رادیو عراق و ترجمه و نگارش هم‌زمان آن را به عهده داشتند.
کار من این بود که هنگام شب، داخل آسایشگاه، کنار دیوار نزدیک به بلندگو طوری که عراقی‌ها مرا نبینند، می‌ایستادم و اخبار را گوش کرده و هم زمان ترجمه آن را به‌صورت خلاصه و با حروف اختصاری به‌سرعت مثل تند نویس‌ها بر روی کاغذ می‌نوشتم.

* رادیو مخفی اردوگاه

راه دیگر کسب خبر از تنها رادیوی اردوگاه بود که به‌شدت محافظت می‌شد و بچه‌ها آن را از عراقی‌ها کش رفته بودند، در کل اردوگاه 5 یا 6 نفر می‌دانستند رادیو کجاست و در دست کیست، دلیلش هم این بود اگر افراد بیشتری اطلاع پیدا می‌کردند امکان داشت یکی دستگیر شود و نتواند در زیر شکنجه طاقت بیاورد و رادیو لو برود، اگر رادیو را در اردوگاه پیدا می‌کردند با دارنده آن مثل یک قاتل رفتار کرده و تمامی ‌اسرا را تنبیه می‌کردند، تهیه خبر از رادیو ایران، بی‌واسطه بود و دیگر تحلیل نمی‌خواست، من مدت‌ها بعد فهمیدم رادیویی هست، خبرهای کاملی می‌رسید که در سایر منابع خبری نمی‌دیدم اما نمی‌دانستم این اخبار از کجا می‌رسد، رازنگهداری بچه‌ها عالی بود.

میکاییل فرج‌پور بچه قائم‌شهر که از دوستان نزدیک من و از مسؤولان شورای اردوگاه بود این را می‌دانست اما حتی به من هم که جزو کادر خبری اردوگاه بودم، نگفته بود، این رادیو تا آخر اسارت دست بچه‌ها ماند، بدنه‌اش را جدا کرده و تنها مغز رادیو را نگه داشته و مخفی می‌کردند.

میکاییل و دوستانی که قضیه رادیو اردوگاه را می‌دانستند، هفته‌ای یک بار، آن هم به مدت 20 الی 30 دقیقه در موقعیت خاصی در داخل آسایشگاه گوشه‌ای را قرق می‌کردند و بدون این که کسی بداند، یکی از آنان کنار دیوار و زیر پتو به اخبار رادیو ایران گوش می‌داد، بچه‌های اطراف هم فکر می‌کردند آنها دارند مطالبی می‌نویسند یا مشغول دعا و مناجات هستند.

خود میکاییل بعدها به من گفته بود: «ما زیر پتو صدا را خیلی کم می‌کردیم و گوش‌مان را نزدیک بلندگوی رادیو می‌بردیم، خودکار هم در دست‌مان بود و خبرها را می‌نوشتیم». میکاییل می‌گفت: «دلیل این که هفته‌ای یک بار به اخبار رادیو ایران گوش می‌کردیم به دو جهت بود، اول این که احتمال لو رفتن رادیو کمتر باشد، اگر هر روز گوش می‌دادیم، بچه‌ها را حساس کرده و کنجکاوی بقیه را بر می‌انگیختیم، دومین مسئله‌ای که باعث می‌شد رادیو را هفته‌ای یکبار آن هم به‌مدت کم استفاده کنیم، منبع قدرت این رادیو، یعنی باطری قلمی ‌بود، اوایل در رابطه با تهیه باطری خیلی مشکل داشتیم، بعد از مدتی برای تأمین دائمی ‌باطری، حیله‌ای به‌کار بردیم و به بهانه اینکه صبح، زودتر و منظم‌تر از خواب بیدار شویم و آماده آمار شویم از عراقی‌ها درخواست کردیم به هر آسایشگاه یک ساعت دیواری بدهند تا ما بتوانیم نظم و انضباط نظامی ‌را بیشتر رعایت کنیم.

عراقی‌ها عشق می‌کردند وقتی ما چنین صحبت‌هایی را در مورد نظم پیش می‌کشیدیم و به نظر آنها در مورد رعایت نظم، توجه می‌کردیم، حیله ما کارگر افتاد و پس از چند روز به همه آسایشگاه‌ها یک ساعت دیواری دادند، ساعت دیواری عموماً با باطری قلمی ‌کار می‌کند و باطری رادیوی جیبی نیز از همان نوع است، هر وقت باطری رادیو تمام می‌شد، باطری کهنه را با باطری نو ساعت‌های دیواری عوض می‌کردیم، از آن به بعد در هنگام عملیات‌ها دقایق بیشتری از رادیو ایران برای تهیه خبر استفاده می‌شد، البته به جز ما چند نفر بقیه بچه‌ها فکر می‌کردند ساعت‌های دیواری برای رعایت نظم و انضباط زمان بیدارباش درخواست شده است».

* تلویزیون عراق

تلویزیون عراق یکی دیگر از راه‌های کسب خبر بود، فکر می‌کنم سال دوم اسارت بود که برای آسایشگاه‌ها تلویزیون آوردند و در ارتفاع 2.5 متری از سطح زمین و بر روی دیوار آن را نصب کردند، تلویزیون باید در ساعات خاصی از شب با صدای بلند روشن می‌بود و کسی هم حق دست زدن یا خاموش کردن را نداشت، چون نگهبانان عراقی که در محوطه اردوگاه گشت می‌زدند، با دقت مراقب بودند.

تلویزیون عراق، فیلم‌ها و صحنه‌هایی مغایر با اخلاق و برنامه‌هایی در جهت اشاعه و ترویج تبلیغات دروغین نظام بعثی حاکم بخش می‌کرد و از سوی اسرا نگاه به آن تحریم شده بود، بارها با ترفندهایی خاص، چند دستگاه از تلویزیون‌های نصب شده در آسایشگاه‌ها، معیوب و از کار انداخته شد، اما نمی‌شد همه تلویزیون‌ها را با هم از کار انداخت، چون قضیه لو می‌رفت و باعث عکس‌العمل شدید عراقی‌ها می‌شد، تا زمانی که عراقی‌ها اسرار داشتند حتی‌الامکان در بعضی از آسایشگاه‌ها، تلویزیون‌ها، مشغول به کار باشد، تشکیلات خبری اردوگاه هم از این موقعیت در جهت کسب اخبار تصویری جنگ، بهره می‌برد.

اخبار تلویزیون و گزارش‌های خبری از جبهه‌های جنگ کمک می‌کرد تا از لحاظ دیداری با تحولات جبهه‌های نبرد از وجوه مختلف آشنا شویم، عملیات کربلای 4 در سال 65، تنها عملیاتی بود که عراقی‌ها اجازه دادند در طول روز و هنگام آزادباش، تلویزیون درون آسایشگاه را روشن کنیم.

در این عملیات که در جزیره ام‌الرصاص عراق انجام شد، تعدادی از رزمندگان اسلام شهید و تعدادی از بچه‌های غواص بسیجی، اسیر شدند، تلویزیون عراق اسرای غواص را نشان می‌داد، بعضی از آنها پیراهن غواصی را از تن به در آورده و بدن ورزیده و بازوهای ستبرشان نمایان بود، ما از ورزیدگی بچه‌ها لذت می‌بردیم، نگهبانان عراقی نیز در گوشه‌ای به صفحه تلویزیون خیره شده و با تعجب به بدن‌های ورزیده آنان نگاه می‌کردند، از چهره‌شان می‌شد فهمید از دیدن بدن ورزشی آنان شگفت‌زده شده‌اند، با گوش خودم شنیدم یکی از نگهبانان عراقی در عکس العملی ناخودآگاه با دیدن این صحنه گفت: «احسنت، بارک‌الله».

ما از این موضوع در تحلیل خبری عملیات کربلای 4 استفاده می‌کردیم و به بچه‌ها می‌گفتیم سطح آموزش نظامی ‌و آمادگی بدنی نیروهای بسیجی بسیار پیشرفت کرده است.

* اخبار بیمارستانی!

عراقی‌ها گاهی اوقات مجبور می‌شدند، بچه‌هایی را که حال بسیار بدی داشتند حداقل به خاطر زنده ماندن‌شان به بیمارستان شهر موصل انتقال دهند، چون در اختیار داشتن هر اسیر یک امتیاز سیاسی به حساب می‌آمد، در حومه شهر موصل، 4 اردوگاه اسرای ایرانی وجود داشت و تنها جایی که اسرای این اردوگاه‌ها می‌توانستند با یکدیگر دیداری داشته باشند، بیمارستان شهر بود.

از طریق این بیمارستان، اسرای ایرانی هر چند وقت یک بار، اخبار مهم اردوگاه‌ها را با هم مبادله می‌کردند، کار مبادله اخبار به این شکل انجام می‌گرفت، به‌عنوان مثال: یکی از بچه‌های اردوگاه ما وضعش بد می‌شد و احتیاج به عمل داشت، هنگام فرستادن او به بیمارستان، خبرهای مهم را در کاغذ لف (کاغذهای نازکی که توتون را در آن می‌پیچیند و سیگار درست می‌کنند) به صورت خیلی ریز می‌نوشتند و در داخل لباس او جاسازی می‌کردند تا در بیمارستان، با اسرای اردوگاه‌های دیگر مبادله کند، بیماران اردوگاه‌های دیگر نیز به همین روش عمل می‌کردند.

چند برگ کاغذ لف مچاله‌شده به اندازه یک دانه عدس یا نخود می‌شد، اسرا برای انتقال اخبار از بیمارستان به اردوگاه، بعضی اوقات کاغذ لف را درون یک کپسول چرک خشک کن جای می‌دادند، بدین طریق که سر کپسول را باز کرده و پودر داخل آن را خالی می‌کردند و پس از آن، کاغذ لف را درون کپسول خالی جای داده و سر آن را می‌بستند، این همه احتیاط برای آن صورت می‌گرفت که اخبار لو نرود.

اخبار مختلفی از این طریق انتقال می‌یافت؛ از جمله این خبرها، توصیه‌های حجت السلام والمسلمین ابوترابی بود که برای اسرا مثل دستورالعمل و قانون اسارت به حساب می‌آمد، اخبار دیگری همچون اطلاعات و پیغام اسرایی که در اردوگاه دیگر یکی از بستگان و یا دوستانش به‌سر می‌بردند نیز از جمله خبرهایی بود که رد و بدل می‌شد.

* کسب خبر از طریق شیخ علی تهرانی

شیخ علی تهرانی به همراه همسر و فرزندانش در سال 1364 به عراق پناهنده شد، معمولاً هر روز 45 دقیقه تا 1 ساعت ما را مجبور می‌کردند تا به حرف‌های او که از شبکه فارسی تلویزیون عراق پخش می‌شد گوش دهیم، بیچاره می‌شدیم چند ماه، پیوسته و هر روز صدها نفر از ما  را در یک آسایشگاه جمع می‌کردند و تا جایی می‌شد ما را می‌نشاندند تا به چرندیات او گوش کنیم، شیخ علی عموماً به آقای رفسنجانی در سخنرانی‌هایش توهین می‌کرد، آدم‌ها را در مقابل خودش کوچک جلوه می‌داد، به‌عنوان مثال در رابطه با آقای رفسنجانی می‌گفت: او برای ما چایی می‌آورد! مشخص بود حسادت، او را به این روز انداخته است، متأسفانه حتی به امام هم توهین می‌کرد، اما با یک غلظت کم‌تر.

وقتی عملیاتی می‌شد، شیخ علی تحلیل‌هایی می‌کرد که گاهی می‌شد از میان آن، اخبار عملیات را به‌دست آورد، مثلاً در مورد عملیات فاو می‌گفت: «مقامات ایرانی می‌گویند شبه جزیره فاو را گرفته‌ایم و چنین و چنان، این فاو که زمینی مثلثی دارد خیلی تنگ و کوچک است، (تیتر روزنامه‌های عراق پس از این که فاو را از دست دادن این بود که فاو مثلث تنگ و باریکی است و ارزش آن چنانی ندارد، شیخ علی بیچاره هم باورش شد مثلث فاو یا شبه جزیره فاو آن قدر کوچک است که 100 دستگاه تانک هم در آن جای نمی‌گیرد.) آقا چرا می‌گویید ما این قدر تانک منهدم کردیم (دقیق تعداد تانک‌های منهدم‌شده را گفت) و بیش از 100 دستگاه تانک را به غنیمت گرفتیم! مگر می‌شود این همه تانک را در فاو جای داد؟!»

گاهی وقت‌ها شیخ علی، خستگی را هم از تن‌مان بیرون می‌کرد، حرف‌های خنده‌داری می‌زد که کلی ما را می‌خنداند، عراقی‌ها هم بعدها فهمیدن این مرد کمی ‌دیوانه است، و نگذاشتند سخنرانی‌هایش ادامه پیدا کند.

* راه‌های دیگر کسب خبر

از راه‌های دیگر کسب خبر، رفتار خشن و وحشیانه عراقی‌ها در هنگام عملیات‌های ایران بود، این رفتار به ما نشان می‌داد عملیات‌های مزبور موفق بوده است، اسرای جدیدی که به‌صورت انگشت‌شمار و موردی به اردوگاه ما می‌آوردند اطلاعات جدیدی به ما می‌دادند، به‌عنوان مثال در سال 1363 چند سرباز اسیر مازندرانی و در سال 1365 یکی از بچه‌های استان یزد را به اردوگاه ما آوردند که از آنها اوضاع جبهه‌ها و اخبار ایران را جویا شدیم.

انتهای پیام/86029/ح


منبع : فارس - مازندران

برچسب ها : #اخبار #رادیو #می‌کردند #می‌شد #اردوگاه #عراقی‌ها #بچه‌ها #تلویزیون #اسارت #عملیات #اسرای #می‌کرد #تحلیل #به‌عنوان #آسایشگاه #باطری #بیمارستان #روزنامه #می‌کردیم #به‌صورت #دیواری #بچه‌های #خبرها #عراقی #آسایشگاه‌ها #می‌داد #هنگام #می‌گرفت #کربلای #بیشتر #به‌دست #پالایش #تفسیر #ترجمه #داشتند #هفته‌ای #جبهه‌های #ایرانی #اوضاع #اختیار #مرتبط #میکاییل #ارگان #رعایت #رفتار #جزیره #کپسول #انتقال #اردوگاه‌ها #می‌آمد #می‌گفت #مطالعه #استفاده #خبرهای #نزدیک #دیوار #نگهبانان #دستگاه #می‌دادند #منافقین #مبادله #اوقات #نشریه #راه‌های #تعدادی #روزنامه‌های #تشکیلات #کردیم #سیاسی #رزمندگان #گویندگی #ارائه #بیرون #گوینده #دروغین #شورای #اطلاعات #آوردند #انداخته #ساعت‌های #جبهه‌ها #عموماً #رابطه #وسایل #ارتباط #درخواست #انضباط #دادند #می‌شدند #نظامی #تلویزیون‌ها #عملیاتی #رفسنجانی #بیچاره #حرف‌های #سخنرانی‌هایش #توهین #پخش #جدیدی #عملیات‌های #تهرانی #کاغذ لف را #بسیجی #تحولات #می‌بردیم #ورزیده #بسیار #اردوگاه‌های #بی‌اطلاعی #مجبور #دیداری #موقعیت #بچه‌هایی #انگلیسی #می‌رسید #پیروزی #می‌خواندیم #می‌خواند #ادعای #مقاله #عملیات‌ها #اوایل #تانک‌های #روش‌های #خبرهایی #تفنگ‌های #روزنامه‌ها #اسلام #اطلاع #داشتیم #ساعات #آزادباش #به‌سر #بیشتری #می‌دانستند #همراه #دقیقه #مشغول #گوشه‌ای #می‌گفتیم #رادیوی #افراد #زمانی #چشم‌گیری #گروهک #پیشرفت #بلندگوهای #قائم‌شهر #می‌دادیم #بعدها

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : گزارشی جالب از نحوه تهیه خبر توسط اسرای خبرنگار

*

*


X https://sport45.site/