ثروت‌های بی‌پایان

تاریخ انتشار : سه شنبه 15 خرداد 1397 - ساعت : 10:30

کد مطلب: 50779 چاپ به اشتراگ گذاشتن

گذری بر زندگانی شهدا

ثروت‌های بی‌پایان

مازندشورا: در مصیبت جانکاه مرگ دختر جوان و عزیزش در پاسخ به اصرار خانواده برای ترک منطقه جنگی و حضور در مراسم تشییع و تدفین می‌گوید: این سربازانی که در مصاف با دشمنان بعثی هستند همگی فرزندان من‌اند و من وظیفه دارم که در کنار آنها باشم.

مازندشورا:به گزارش خبرگزاری فارس مازندران، یکی از محورهای مقاومت‌پروری نشر و اشاعه معارف شهدا و دفاع مقدس است؛ مازندران که بیش از 10 هزار و 400 شهید تقدیم انقلاب کرده و همچنین با دارا بودن یک لشکر مجزا «لشکر ویژه 25 کربلا» در دوران دفاع مقدس ظرفیت عظیمی در این حوزه دارد که نیازمند نگاه مضاعف رسانه‌های محلی در این زمینه است؛ در ادامه شرحی بر زندگی دو فرمانده شهید از نظرتان می‌گذرد.

* فرمانده و سرباز

باید مانند سرباز در میدان نبرد که فرزند من است، زندگی کنم. «سرلشکر شهید مسعود منفرد نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی خوزستان»

امیر سرلشکر مسعود منفرد نیاکی در سال 1308 در شهرستان آمل چشم به جهان گشود، او در سال 1331 پس از اخذ دیپلم طبیعی با علاقه به خدمت سربازی در دانشکده افسری استخدام و پس از طی دوره 3 ساله دانشکده به درجه ستوان دومی‌ نایل و با انتخاب رشته زرهی به خدمت مشغول شد.

او در طول خدمت با نظمی‌ مثال‌زدنی جدیت و صداقت در سمت‌های مختلف فرماندهی در یگان‌های رزمی‌ به انجام وظیفه پرداخت و مدارج تحصیلی را از دوره مقدماتی و عالی زرهی تا دوره فرماندهی و ستاد و دانشکده پدافند ملی با موفقیت پشت سرگذاشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی، این فرمانده دلاور ارتش به انقلابیون پیوست و چندی بعد به فرماندهی لشکر 92 زرهی خوزستان منصوب شد.

 

 

حضور مداوم در خط مقدم جبهه در مسؤولیت‌شناسی عمیق، از ویژگی‌های بارز شهید نیاکی بود، چنان که در مصیبت جانکاه مرگ دختر جوان و عزیزش در پاسخ به اصرار خانواده برای ترک منطقه جنگی و حضور در مراسم تشییع و تدفین می‌گوید: «این سربازانی که در مصاف با دشمنان بعثی هستند همگی فرزندان من‌اند و من وظیفه دارم که در کنار آنها باشم و همراه آنها بجنگم تا دشمن را ناکام کنم و پیروزی را برای اسلام و مردم فداکار خود به ارمغان بیاورم، آن فرزندم کسانی را دارد که در کنارش باشند ولی من نمی‌توانم در این بحبوحه جنگ فرزندان سرباز خود را تنها بگذارم».

شهید نیاکی در منطقه عملیاتی خوزستان شاید مسن‌ترین و باتجربه‌ترین فرماندهی بودند که در یگان‌های عملیاتی حضور داشتند و به همین دلیل از ایشان در تماس‌های بیسیمی‌ باعنوان پدربزرگ یاد می‌شد.

از ... به پدربزرگ و پاسخ ایشان این بود ... از پدربزرگ به ... به گوشم.

سرلشکر نیاکی در سمت فرماندهی لشکر 92 زرهی خوزستان و فرمانده قرارگاه فتح بارها به قلب دشمن تاخته و شکست‌های سنگین بر ارتش تا دندان مسلح دشمن وارد آورده است.

شهید نیاکی در مهر ماه 1360 به خاطر لیاقت و شجاعت وافر خود طی حکمی‌ از سوی امیر سپهبد صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش به‌عنوان جانشین فرماندهی نیروی زمینی در جنوب منصوب شد و در طراحی و هدایت چند عملیات بزرگ رزمی‌ در جنوب نقش مؤثری ایفا کرد.

سخت‌ترین و پرحادثه‌ترین نبردی که ایشان فرماندهی آن را به عهده داشتند، جنگ در تنگه چزابه بود، جنگی طاقت‌فرسا و طولانی و تن به تن که تجسم دلاوری‌های فرماندهی قاطع و مهربان ایشان در آن شرایط سخت، دل رشیدترین فرماندهان را به لرزه درمی‌آورد و چشمان‌شان را اشک شوق و تحسین فرا می‌گرفت.

سرهنگ زرهی ناصر مصلحی، رئیس رکن 3 لشکر 92 زرهی و مسؤول عملیات قرارگاه فتح در مورد سرلشکر شهید نیاکی می‌گوید: شهید نیاکی می‌گفتند: «من باید در شرایط یک سرباز در خط بخوابم، و غذا بخورم و...».

روزی یک رمز مهم ابلاغ شد، ساعت 3 بعد از ظهر تیرماه بود و گرمای طاقت‌فرسا همه جا را فرا گرفته بود و اگر به طبیعت نگاه می‌کردی، امواج متحرک حرارت را که از سطح زمین و شن تفتیده به هوا برمی‌خاست، می‌دیدی در چنین شرایطی بود که نامه رمز را برداشتم و با سرعت به سمت کانکس فرماندهی که دارای تمام امکانات رفاهی از جمله کولر، یخچال و ... بود، حرکت کردم و در این فکر بودم تا مدتی که فرماندهی نامه را بخواند و دستوری صادر کند، من هم چند دقیقه‌ای از هوای خنک داخل کانکس استفاده کنم، در زدم اما کسی در داخل کانکس فرماندهی جوابم را نداد و فکر کردم ایشان در خواب هستند ولی چون نامه رمز بسیار مهم بود، دوباره و محکم‌تر در زدم، ناگهان صدایی را شنیدم که با کمال هوشیاری و صلابت گفت: «سرکار سرهنگ مصلحی، کار مهمی‌ است؟»

به‌دنبال صدا گشتم، متوجه شدم که فرمانده لشکر امیر نیاکی زیراندازی روی شن‌های داغ انداخته‌اند و در زیر سایه کانکس و در هوای طاقت‌فرسا نشسته‌اند و همان عینک همیشگی با قاب سیاه‌ رنگ و رو رفته که دسته آن نیز در عملیات قبلی شکسته شده بود، بر چشمان‌شان بود.

گفتم: شما چرا اینجا نشسته‌اید و داخل کانکس استراحت نمی‌کنید؟!

گفتند: «من مشغول نوشتن وقایع امروز هستم، هرگز برای استراحت داخل این کانکس نرفته و نخواهم رفت و باید مانند سرباز در خط که فرزند من است، زندگی کنم».

شهید سرلشکر منفرد نیاکی در تاریخ  6 مردادماه 1364 به‌عنوان ناظر آموزش در رزمایش لشکر 58 تکاور ذوالفقار که در شرایط واقعی جنگ اجرا شد، شرکت کرد و تقدیر الهی بر آن شد تا پس از 33 سال خدمت پرافتخار سربازی در میدان آموزش و تمرین نظامی‌ به درجه رفیع شهادت نایل شود.

* آهنگری که فرمانده لشکر شد

24 دی ماه 1322 در خطه سرسبز مازندران، در شهر فریدونکنار، فرزندی از دامان مادری سیده چشم به جهان گشود که سال‌ها بعد در کوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مایه افتخار و سربلندی کشور و استان مازندران شد.

حاج حسین بصیر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی‌ در فعالیت‌های انقلابی شرکت فعال و مؤثر داشت، از سال 1350 به مدت 2 سال در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نظام شاهنشاهی ایران در صنایع تولید جنگ‌افزار مشغول کار شد.

به‌علت لو رفتن گرایش‌های مذهبی و فعالیت‌های سیاسی‌اش تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت در  یکم مهرماه 1353 از وزارت دفاع اخراج شد.

پس از مدتی با شرکت در هسته‌های مبارزاتی ضدرژیم شاه، فعالیت خود را گسترش داد و به هدایت عناصر و نیروهای مردمی‌ در منطقه ساحلی دریای خزر همت گمارد.

 

 

بهمن 1357 انقلاب اسلامی‌ به پیروزی رسید، پس از سقوط نظام پادشاهی، حسین بصیر به فعالیت کاری گذشته‌اش، یعنی شغل آهنگری و جوشکاری بازگشت اما احساس مسؤولیت نسبت به اعتقادات دینی و سیاسی، او را آرم نگذاشت و با تجاوز شوروی به افغانستان، برای یاری مجاهدان افغان در برابر متجاوزان ارتش سرخ در بهار 1359 عازم افغانستان شد.

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در مهرماه 1359، جبهه جدیدی برای فعالیت‌های حسین بصیر پدیدار شد، او با اولین گروه مردمی‌ داوطلب تحت عنوان فدائیان اسلام عازم جبهه‌های نبرد شد.

در عملیات ثامن‌الائمه، شکست حصر آبادان، فرماندهی یک گروه عملیاتی نیروهای مردمی‌ را به عهده داشت و نقش مؤثری در پیروزی عملیات ایفا کرد، تأثیر فرماندهی او در میدان نبرد چنان بود که جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش در 15 مهرماه 1360 از او تقدیر کتبی به عمل آورد و به خاطر شهامتش یک قبضه کلاشینکف به او اهدا کرد.

سال‌های جنگ با دشمن، خصوصاً سال‌های فرماندهی مؤثر شهید بصیر در گردان یا رسول لشکر ویژه 25 کربلا از یاد فرماندهان و رزمندگان میادین نبرد پاک‌شدنی نیست.

فرمانده گردانی که علاوه بر قدرت فرماندهی نظامی، در دل و جان بسیجیان داوطلب خود جای داشت، آن روزها ایران در محاصره کامل اقتصادی و نظامی‌ ابرقدرت‌ها بسر می‌برد و تأمین مایحتاج غذایی و بسیاری از ملزومات و تجهیزات انفرادی بر عهده مردم بود.

هر کس هر چه می‌توانست تقدیم رزمندگان میدان نبرد می‌کرد، شهید بصیر با آن که خود در میدان نبرد با دشمن می‌جنگید، اما در این موضوع نیز پیشتاز بود، در مرخصی‌ای که به شهر خود آمده بود، وسایل مغازه آهنگری خود را به فروش می‌رساند و پول آن را صرف خرید مایحتاج مورد نیاز گردان خود می‌کند.

او در مهم‌ترین عملیات‌های جنگ 8 ساله، در عملیات‌های موفقی چون طریق القدس، آزادسازی شهر بستان، والفجر 8 فتح شهر استراتژیک فاو در کرانه‌های اروندرود و خلیج فارس، عملیات بزرگ کربلای 5 در شرق بصره که ارکان ارتش عراق را به لرزه درآورد، نقشی مؤثر ایفا کرد.

سال 1365 به فرماندهی تیپ یکم لشکر ویژه 25 کربلا منصوب می‌شود و در عملیات کربلای 1 آزادسازی شهر مهران از چنگ دشمن با موفقیت حضور یافت،  طی این عملیات برادرش علی‌اصغر بصیر، فرمانده گردان یا رسول با بدنی سوخته به شهادت می‌رسد.

در آستانه عملیات کربلای 8، حسین بصیر به قائم مقامی‌ لشکر ویژه 25 کربلا ارتقا می‌یابد؛ آخرین عملیات سرلشکر حسین بصیر، عملیات کربلای 10 در قله‌های ماؤوت عراق است که پس از عمری مبارزه با دشمن رخت آرزوی دیرینه‌اش را به تن می‌کند.

3141/ح


منبع : فارس - مازندران

برچسب ها : #فرماندهی #عملیات #فرمانده #کانکس #میدان #سرلشکر #پیروزی #سرباز #خوزستان #مازندران #کربلای #انقلاب #کربلا #منصوب #منطقه #نیروهای #فعالیت‌های #آهنگری #عملیاتی #مردمی‌ #دانشکده #زندگی #مشغول #گردان #شرایط #طاقت‌فرسا #آموزش #استراحت #نظامی‌ #تحمیلی #شهادت #تقدیر #سیاسی #رزمندگان #مایحتاج #می‌کند #آزادسازی #سال‌های #داوطلب #وزارت #مهرماه #فعالیت #افغانستان #اسلامی‌ #جانشین #رزمی‌ #یگان‌های #وظیفه #موفقیت #فرزندان #سربازی #منفرد نیاکی در #تقدیم #مانند #فرزند #مسعود #اسلام #داشتند #مؤثری #فرماندهان #چشمان‌شان #سرهنگ #هدایت #به‌عنوان #پدربزرگ #قرارگاه #نیروی #زمینی #مصلحی

لینک کوتاه مطلب :

نظر شما در مورد : ثروت‌های بی‌پایان

*

*