امروز شنبه 20 آذر 1395 ساعت 08:32:55

آرشیو ارتباط با ما ثبت نام کاندیدا

مازندشورا - مدیریت شهری و شوراهای اسلامی استان مازندران

کد مطلب : 5527 -تاریخ انتشار : چهار شنبه 27 مرداد 1395 -ساعت : 16:06

چاپ به اشتراگ گذاشتن

نتیجه شهرداری 11 ساله‌ قالیباف: ورشکستگی!

مازندشورا:

معماری نیوز - روز گذشته در جلسه علنی شورای شهر تهران اعلام شد شهرداری تهران از یک طرف برای اتمام پروژه‌های ناتمام خود 41 هزار میلیارد تومان اعتبار کم دارد و از طرف دیگر بیش از 20 هزار میلیارد تومان به اشخاص حقیقی و حقوقی بدهکار است. بدین ترتیب مجموع بدهی‌های شهرداری تهران، به انضمام اعتبارات لازم برای اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام به بیش از 60 هزار میلیارد تومان رسیده است.

بیشتر بخوانید: کسری 60 هزار میلیارد تومانی در شهرداری تهران

این رقمِ بسیار بزرگ و قابل توجهی است، به‌ویژه وقتی آن را در قیاس با هزینه‌های کلان شهرداری و بودجه این نهاد در نظر بگیریم. برای نمونه طبق گزارش معاون مالی و اقتصاد شهری شهرداری تهران از سال 84 تاکنون «خطوط مترو از 34 کیلومتر به 134 کیلومتر افزایش یافت و ... تعداد ایستگاه‌ها از 37 ایستگاه به عدد 101 رسید». به گفته او برای ساخت 100 کیلومتر مترو با احتساب نرخ جدید و بدون در نظر گرفتن تملک‌ها، 25 هزار میلیارد تومان پول لازم است (ایسنا، مرداد 95). همچنین از سال 84 تاکنون بودجه‌ای که شورای شهر برای شهرداری تصویب کرده است، جمعاً به 109 هزار و 876 میلیارد تومان می‌رسد (همان). در واقع کسری 60 هزار میلیاردی شهرداری معادلِ 2.4 برابر هزینه‌ی کل توسعه مترو -که یکی از بزرگ‌ترین طرح‌های شهری در طول 11 سال گذشته به شمار می‌رود- و حدود نصف کل بودجه‌ 11 ساله‌اش است.

بنابراین نمی‌توان به راحتی از کنار 60 هزار میلیارد تومان کسریِ بودجه شهرداری عبور کرد! اما این کسری بزرگ حاصل چیست؟ قالیباف که بعد از 11 سال شهرداری تهران به زودی این کرسی را واگذار خواهد کرد، آیا تهران را به عنوان شهری ورشکسته، تحویل شهردار بعدی می‌دهد؟ یا اینکه او به طریقی بدهی‌هایش را صاف می‌کند و سابقه کاری11 ساله‌‌اش را -دست کم در مورد بدهی‌هایی که از خود بجا می‌گذارد- پاک و قابل قبول جلوه می‌دهد؟ خوش‌حسابی قالیباف چطور ممکن می‌شود و آیا قرار است این ماجرا هم به هزینه تهران و تهرانی‌ها تمام شود؟

مدیریتی که به ورشکستگی می‌رسد!

این کسری عظیم در نتیجه‌ی پیشی‌ گرفتن میزان هزینه‌ها از درآمدهای مجاز و مصوب شهرداری به وجود آمده است. در واقع شهرداری تهران در طول 11 سال گذشته نتوانسته است پایتخت کشور را به‌گونه‌ای عقلانی و حساب‌شده مدیریت کند که دخل و خرجش با هم همخوانی‌ داشته باشد.

علاوه بر 40 هزار میلیارد تومان -کمبود اعتبار لازم برای انجام پروژه‌های نیمه‌تمام- از آن 20 هزار میلیارد تومان -بدهی این نهاد عمومی به اشخاص حقیقی و حقوقی از جمله پیمانکاران، بانک‌ها، تأمین اجتماعی و غیره- نیز بخش اعظم کسری مذکور ناشی از رأی و عملکرد شهرداری در زمینه پروژه‌هایی است که کامل شده یا نشده‌اند. در واقع شهرداری تهران در طول 11 سال گذشته با مدیریت اصطلاحاً «جهادی» خود، دست به انتخاب و اجرای پروژه‌های بسیاری زده است که هزینه‌هایشان بیش از آن مقداری است که در بودجه‌اش تصویب و مجاز شده بود.

مطمئناً در طول یازده سال گذشته در تهران، پروژه‌هایی داشته‌ایم که ضروری بوده و سودآور شده و منافع شهروندان را به‌درستی تأمین کرده‌اند. اما در کنار این‌ها، پروژه‌های زیادی هم مانند زیرگذر چهارراه ولیعصر، پیاده‌راه 17 شهریور، پل طبقاتی صدر، تونل توحید و ... اجرا شده یا نیمه‌تمام مانده‌اند که اگر یک رویکرد مدیریت شهری متضاد با رویکرد قالیباف و اطرافیانش بر تهران حاکم بود، اولویت و ضرورتی برای آن‌ها قائل نمی‌شد، نسبت به تبعات منفی و ضررهای مادی و غیرمادی ناشی از آن‌ها حساس‌تر بود و بجای آن‌ها دست به انتخاب پروژه‌های دیگری می‌زد که آسودگی، سلامت و منافع همه شهروندان تهران از تمام طبقات اجتماعی و اقتصادی و از نسل امروز و فردا را تأمین می‌کرد.

مدیریت شهری فعلی تهران معتقد است در طول این سال‌ها شهر تهران را توسعه داده، اما در نظر نمی‌گیرد که توسعه‌ای با فرم و محتوا و با اولویت‌های مورد نظر او، به سود عده‌ای قلیل و به ضرر کثیری از شهروندان است، توسعه‌ای که پایدار نیست و نتایج بعضاً غیرقابل جبرانی برای شهر و شهروندان در پی خواهد داشت. مدیریت شهری فعلی حتی حاضر نیست ادعای شفافیت مالی را در مورد بسیاری از پروژه‌های توسعه‌محور مورد نظر خود به واقعیت تبدیل کند و گزارشات دقیقی در مورد هزینه‌کردهای این پروژه‌ها در اختیار نهادهای نظارتی و بالادستی خود و همچنین در اختیار افکار عمومی قرار دهد!

این شکل از مدیریت خارج از قاعده و بدون حساب و کتاب عقلانی، مدیریت خودسرانه و خارج از چارچوب‌های مصوب، مدیریت مبهم و غیرشفاف، این نوع از مدیریتی که  «جهادی» خوانده می‌شود تا موجه جلوه کند، در کشور ما، آن هم در سطح دولت سابقه‌دار است و کل کشور در طول هشت سال ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد آن را تجربه کرده؛ مردم خوب می‌دانند که این شیوه و رویکرد مدیریتی، صرف‌نظر از اینکه در ایده چه هدفی را دنبال می‌کند و چه شعارهای زیبایی می‌دهد، در عمل سمت و سویی غیرمردمی پیدا می‌کند و به نتیجه‌ای مشخص و قابل پیش‌بینی می‌رسد: ورشکستگی!

حال فرقی نمی‌کند که این ورشکستگی را اقتصادی بدانیم و در کسری‌های مالی و بودجه‌ای و سرمایه‌‌ای دنبال آن بگردیم، یا آن را ورشکستگی و زیان غیرمادی در نظر بگیریم و تبعاتش را در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و زیست‌محیطیِ امروز و آینده کشور شاهد و متحمل باشیم.

خوش‌حسابی به هزینه مردم؟!

شواهد و تجربه نشان می‌دهند که مدیریت 11 ساله‌ی قالیباف شهر تهران را به ورشکستگی مادی و غیر مادی رسانده است. اما مدیر اجرایی پایتخت سال آینده بالاخره از این جایگاه خداحافظی خواهد کرد و رسیدن به جایگاه دیگری را هدف خواهد گرفت که این جایگاه احتمالاً کسب کرسی ریاست‌جمهوری کشور خواهد بود. او برای آینده خود نیازمند کارنامه‌ای قابل توجیه است و منطقی است که سعی کند دست کم در حساب و کتاب مالی و روی ورق، ورشکستگی را از سابقه مدیریت شهری خود بزداید و فردی خوش‌حساب به نظر برسد. بنابراین قالیباف به احتمال زیاد بخش زیادی از 60 هزار میلیارد کسری را جبران خواهد کرد. اما مهم این است که چگونه؟!

سنگ بنای شهرفروشی به عنوان راهی برای درآمدزایی شهرداری در دهه 70 گذاشته شد اما بر روی این سنگ بنای ناراست و به ویژه در طول دهه اخیر یک دیوار کج بزرگ و بسیار سست بنا شده است. در طول این سال‌ها تهران بیش از پیش فروخته شد، چراکه از یک طرف این شیوه از درآمدزایی برای مدیریت شهر به تدریج با پیدا کردن راه‌های قانونی و راه-در-رو های غیرقانونی گسترش و غلبه بیشتری پیدا کرد و بیش از پیش به عنوان شیوه‌ای مناسب و درست برای کسب درآمد شهرداری توجیه شد، از طرف دیگر سیاست‌های اقتصادی کلان‌تری در کشور پیاده شد که سرمایه‌ بسیار هنگفتی را به سمت بازار پرسود و امن‌ترِ زمین و مستغلات سرازیر کرد و به نوعی تقاضا برای خرید شهر را بالا برد. در این بین گرچه معدودی از صاحبان ثروت و قدرتی که این دیوار کج را بنا کرده‌اند، سودهای قابل توجهی برده‌ و می‌برند، اما به هر حال هزینه‌های بسیار سنگین ناپایداری و ریزش این دیوار به دوش اکثریت شهروندان تهرانی گذاشته شده است.

خلاصه آنکه شهر فروشی یکی از غنی‌ترین و در دسترس‌ترین راهِ درآمدهای شهرداری تهران بوده است. حال موقعیتی را در نظر بگیرید که فردی در سمت شهرداری تهران از یک طرف در سال آخر اصطلاحاً خدمت‌رسانی خود با کسریِ قابل تأمل و سیاهی مواجه باشد و بخشی از پروژه‌هایش نیمه‌تمام مانده و بدهی‌های زیادی داشته باشد، و از طرف دیگر برای ماندن در قدرت و به ویژه برای ارتقای مقام، نیازمند کارنامه‌ای باشد که دست کم در ظاهر، سفید و درخشان به نظر برسد؛ در چنین موقعیتی برای پاک کردن آن سیاهی و خوش‌حساب شدن آیا مطمئن‌تر و سریع‌تر از «چوب حراج به شهر زدن» راه دیگری می‌توان تصور کرد؟!

بنابراین به نظر می‌رسد مسئله 60 هزار میلیارد تومان کسری شهرداری برای شهروندان به یک چاقو دو لب بدل شده است! چراکه اگر برای جبران این کسری، قالیباف وارد عمل نشود، معلوم نیست این کسری و تبعات آن تا کی باقی می‌ماند و مدیریت بعدی تهران که کار خود را اصطلاحاً از زیر صفر شروع می‌کند، چطور می‌تواند خطاهای مدیریت قبلی را اصلاح کند و شهر را به وضعیت عادی برگرداند. اگر هم که قالیباف خودش بخواهد خطا و کسری ناشی از مدیریتش را جبران کند، ، احتمالاً قوی‌تر و مصمم‌تر از همیشه چوب حراج را به این شهر خواهد زد و خوش‌حسابی قالیباف باز هم به هزینه تهران و تهرانی‌ها تمام خواهد شد!
 


منبع : معماری نیوز


لینک کوتاه مطلب :


برچسب ها : تهران - شهرداری - مدیریت - میلیارد - تومان - قالیباف - ورشکستگی - پروژه‌های - شهروندان - گذشته - می‌کند - می‌رسد - بسیار - نیمه‌تمام - رویکرد - دیگری - آینده - زیادی - اقتصادی - هزینه - بنابراین - جایگاه - کیلومتر - آن‌ها - اصطلاحاً - عنوان - اجتماعی - تأمین - دیوار - خوش‌حسابی - جبران - تبعات - سال‌ها - غیرمادی - امروز - دنبال - درآمدزایی - خوش‌حساب - توجیه - گذاشته - چراکه - سیاهی - موقعیتی - کارنامه‌ای - نیازمند - مدیریتی - اختیار - ریاست‌جمهوری - تجربه - احتمالاً - کرده‌اند - توسعه‌ای - پایتخت - هزینه‌های - توجهی - بودجه - بگیریم - گرفتن - تاکنون - بدهی‌های - حقوقی - اتمام - شورای - اعتبار - اشخاص - حقیقی - همچنین - بودجه‌ای - عقلانی - درآمدهای - عمومی - پروژه‌هایی - بسیاری - جهادی - تهرانی‌ها - سابقه - توسعه - تصویب - کسریِ - می‌دهد؟ - اینکه - منافع -

نظر شما در مورد : نتیجه شهرداری 11 ساله‌ قالیباف: ورشکستگی!

*

*


http://mazandconf.ir/

آخرین اخبارپربازدیدها

کانال آپارات مازندشورا